افسردگی چیست؟ نشانه ها، علائم و راه های درمان انواع افسردگی

توسط میترا سیفان
1 نظر

تعریف اختلال افسردگی اساسی (افسردگی ماژور)

افسردگی (اختلال افسردگی اساسی) بیماری پزشکی جدی و شایعی است که احساس، تفکر و کنش فرد را به طریقی منفی تحت تأثیر قرار می‌دهد. البته قابل درمان نیز هست. افسردگی موجب ایجاد احساس غم و یا از دست دادن علاقه در فعالیت‌هایی می‌شود که قبلاً از آن لذت می‌بردیم. این اختلال می‌تواند به طیفی از مشکلات احساسی و جسمی بیانجامد و توانایی فرد را برای عملکرد در محل کار و خانه کاهش دهد.

پزشک خوب در این مقاله سعی دارد جامع ترین نگاه را به مبحث افسردگی داشته و انواع اختلالات افسردگی را بررسی کرده و بهترین روش های درمانی را به شما خواننده عزیز پیشنهاد کند.

تعریف افسردگی

علائم افسردگی

  • احساس غم یا خلق و خوی سرکوب شده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی که قبلاً لذتبخش بودند
  • تغییر در اشتها – افزایش یا کاهش وزن غیر مرتبط با رژیم غذایی
  • مشکل در خوابیدن یا خواب زیاد
  • کمبود انرژی و افزایش خستگی
  • افزایش فعالیت بدنی بدون هدف (مثل نوشتن یا قدم زدن زیاد) یا حرکات و گفتار کند (رفتارهایی که توسط دیگران مشاهده می‌شود)
  • احساس بی‌ارزشی، پوچی یا گناه کار بودن
  • دشواری در تفکر، تمرکز یا تصمیم‌گیری
  • فکر کردن به مرگ یا خودکشی

برای تشخیص افسردگی اساسی، این نشانه‎‌ها باید حداقل دو هفته پایدار باشند.

همچنین عوارض پزشکی (مثل مشکلات تیروئید، تومور مغزی یا کمبود ویتامین) نیز می‌توانند نشانه‌های افسردگی را تقلید کنند؛ بنابراین رد عوامل پزشکی کلی الزامی است.

میزان شیوع افسردگی

  • افسردگی در هر سنی به طور تخمینی یک نفر از هر 15 فرد بالغ (6.7%) را درگیر می‌کند.
  • و یک نفر از هر شش نفر (16.6%) در مقطعی از زندگی خود احساس افسردگی خواهد کرد.
  • افسردگی در هر سنی می‌تواند گریبانگیر فرد شود ولی به طور میانگین، برای اولین بار در اواخر دوران نوجوانی و اوایل دهه‌ی بیست زندگی خود را نشان می‌دهد.
  • زنان با احتمال بالاتری نسبت به مردان افسردگی را تجربه می‌کنند. برخی مطالعات نشان می‌دهد که یک سوم زنان یک اپیزود (دوره) افسردگی اساسی را در طول زندگی خود تجربه خواهند کرد.

افسردگی با غم یا سوگواری فرق می‌کند

مرگ یک عزیز، از دست دادن کار یا پایان رابطه عاشقانه تجربیات سختی برای یک فرد هستند. احساس غم یا سوگ در پاسخ به چنین موقعیت‌هایی کاملاً عادی است. افرادی که تجربه‌ی فقدان را دارند شاید خودشان را فردی “افسرده” توصیف کنند.

افسردگی

 غمگین بودن همان افسردگی نیست.

فرآیند سوگواری طبیعی و منحصر به هر فرد است و با برخی از ویژگی‌های افسردگی شباهت دارد.

هم سوگواری و هم افسردگی می‌توانند شامل غم شدید و ترک فعالیت‌های معمول باشند. همچنین از چندین لحاظ با هم تفاوت دارند:

تفاوت های افسردگی با غم و سوگواری

  • در سوگواری، احساسات دردناک به صورت موجی می‌آیند، و اغلب با خاطرات مثبت فرد از دست رفته همراهی دارند.

در افسردگی اساسی، خلق‌وخو ویا علاقه (لذت) بیشتر از دو هفته کاهش می‌یابد.

  • در سوگواری، اعتماد به نفس سر جای خود است. در افسردگی اساسی، احساسات بی‌ارزش بودن یا تنفر از خود شایع می‌باشد.

برای برخی افراد، مرگ یک عزیز ممکن است شروعی بر افسردگی اساسی باشد.

از دست دادن کار یا قربانی بودن در یک تجاوز بدنی یا مصیبتی عظیم می‌تواند منجر به افسردگی شود. اگر سوگواری و افسردگی همراهی داشته باشند، سوگواری شدیدتر و طولانی‌تر از سوگواری بدون افسردگی می‌شود.

با وجود برخی همپوشانی‌ها بین سوگواری و افسردگی، این دو متفاوت از یکدیگرند. تمایز قائل شدن بین آن‌ها می‌تواند به افراد کمک کرده، از آن‌ها حمایت نموده و به درمان مورد نیاز آن‌ها کمک نماید.

اختلال سوگ: علائم، مراحل، پیشگیری و درمان

ریسک فاکتورها (عوامل ایجاد کننده) افسردگی

ریسک فاکتورهای افسردگی

افسردگی می‌تواند هر کسی را تحت تأثیر قرار دهد، حتی فردی که به نظر می‌رسد در شرایط ایدئالی زندگی می‌کند.

برخی عوامل می‌توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند

بیوشیمی مغز افراد افسرده

تفاوت در برخی مواد شیمیایی در مغز از جمله سروتونین شاید به ایجاد نشانه‌های افسردگی بیانجامد.

ژنتیک افراد افسرده

افسردگی می‌تواند ریشه های ژنتیکی و وراثتی داشته باشد. برای مثال، اگر یکی از دوقلوهای همسان افسردگی داشته باشد، قل دیگر به احتمال 70 درصد ممکن است به اختلال افسردگی دچار شود.

شخصیت افراد افسرده

افراد با اعتماد به نفس پائین، که به سادگی با استرس دست‌پاچه می‌شوند، یا آن‌هایی که در کل منفی‌نگرند به نظر می‌آید که با احتمال بیشتری افسردگی را تجربه می‌کنند.

طرح درمانی  افزایش اعتماد به نفس در پنج جلسه

عوامل محیطی موثر در ایجاد افسردگی

قرار گرفتم مداوم در معرض خشونت، سوءاستفاده یا فقر و همچنین استرس می‌تواند برخی افراد را نسبت به افسردگی آسیب‌پذیر سازد.

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

افسردگی در بین درمان‌پذیرترین اختلالات روانی است. بین 80 تا 90 درصد افراد مبتلا به افسردگی در نهایت به درمان خوب پاسخ می‌دهند. تقریباً همه‌ی بیماران مقداری تسکین پیدا می‌کنند.

پیش از تشخیص یا درمان، متخصص باید یک ارزیابی کامل شامل یک مصاحبه جامع ترتیب دهد.

در برخی موارد، تست خون برای کسب اطمینان از عدم دخالت عوارض پزشکی مثل مشکلات تیروئیدی صورت می‌گیرد.

ارزیابی برای تشخیص نشانه‌های خاص، سابقه‌ی پزشکی و فامیلی، عوامل فرهنگی و محیطی برای رسیدن به تشخیص و برنامه‌ریزی برای مداخله ضروری است.

 

داروهای مناسب درمان افسردگی

از آنجایی که برهم خوردن تعاد بیوشیمیایی مغز یکی از عوامل ایجاد افسردگی است، درمان و متعادل سازی تعادل بیوشیمیایی مغز هم ممکن است باعث درمان افسردگی باشد.

به همین دلیل، داروهای ضدافسردگی‌ (SSRIs) می‌توانند برای تغییر بیوشیمیای مغز فرد تجویز شوند.

این داروها تسکین‌دهنده یا آرامبخش نیستند، باعث عادت به دارو نمی‌شوند.

در کل داروهای ضد افسردگی اثر تحریکی روی افراد افسرده ندارند.

ضد افسردگی‌ها شاید در همان هفته‌های اول یا دوم باعث بهبود بیماری شوند. ولی اثربخشی کامل داروها شاید دو تا سه ماه طول بکشد.

اگر بیمار پس از چندین هفته احساس بهبود نکند، روانپزشک می‌تواند دوز دارو را افزایش دهد یا ضد افسردگی دیگری اضافه یا جایگزین کند. در برخی موقعیت‌ها سایر داروهای سایکوتراپیک شاید کمک‌کننده باشند.

اگر دارو روی شما اثر نمی‌کند و یا عوارض جانبی وجود دارد، مهم است که به پزشک اطلاع داده شود.

داروهای ضد افسردگی

 

روانپزشکان معمولاً پیشنهاد می‌کنند که مصرف دارو شش ماه یا بیشتر پس از بهبود نشانه‌ها ادامه پیدا کند.

درمان درازمدت‌تر و تثبیتی ممکن است به منظور کاهش خطر اپیزودهای آینده برای برخی افراد پرخطر پیشنهاد شود.

روان‌ درمانی اختلال افسردگی

روان‌درمانی بعضی اوقات به تنها برای درمان افسردگی خفیف استفاده می‌شود؛ برای افسردگی متوسط تا شدید، روان‌درمانی اغلب همراه با داروهای ضد افسردگی استفاده می‌شود.

رفتار درمانی شناختی (CBT) در درمان افسردگی مؤثر شناخته شده است.

CBT شکلی از درمان است که با تمرکز بر روی حل مسئله انجام می‌شود.

CBT به شناسایی اختلال تفکر و سپس تغییر رفتارها کمک می‌کند.

روان درمانی می‌تواند فقط فرد بیمار را درگیر کند یا شامل دیگران نیز باشد.

برای مثال، خانواده یا زوج درمانی می‌تواند به حل مسائل بین خویشاوندان نزدیک کمک نماید چرا که در برخی از موارد مشکلات میان زوجین و یا میان اعضای خانواده باعث بروز افسردگی میشوند.

گروه درمانی نیز شامل جلسات روان درمانی برای افرادی با بیماری‌های مشابه (اینجا افسردگی)است.

خانواده درمانی چیست؟

زوج درمانی چیست؟

بسته به شدت افسردگی، درمان می‌تواند چند هفته یا بیشتر باشد. در بسیاری از موارد، بهبود قابل توجه می‌تواند با 10 تا 15 جلسه اتفاق بیافتد.

درمان افسردگی

الکتروکانولسیوتراپی (ECT) در درمان افسردگی

شوک درمانی نوعی درمان طبی است که بیشتر برای بیمارانی با افسردگی اساسی شدید یا اختلال دوقطبی به کار می‌رود که به سایر درمان‌ها پاسخ نداده‌اند.

شوک درمانی یک تحریک مختصر روی مغز بیماردر حالت بیهوشی می‌باشد. معمولا بیمار دو تا سه بار در هفته و به طور کلی شش تا دوازده جلسه درمان را دریافت می‌کند.

شوک درمانی از دهه‌ی 1940 استفاده شده و تحقیقاتی به طول سالیان بهبودهای عظیمی در آن بر جای گذاشته است.

این کار معمولا توسط تیمی آموزش دیده شامل یک روانپزشک، یک متخصص بیهوشی و دستیاران پزشک یا پرستار انجام می‌شود.

بهترین روانپزشک را در اطراف محل زندگی تان، پیدا کرده و وقت خود را آنلاین رزرو کنید.

افسردگی فصلی

اختلال افسردگی فصلی چیست؟

اختلال خلقی  فصلی شکلی از افسردگی است که با عنوان SAD، افسردگی فصلی یا افسردگی پاییزی نیز شناخته می‌شود. افراد مبتلا به افسردگی فصلی شاهد تغییرات خلق‌وخو و نشانه‌هایی شبیه افسردگی هستند.

این نشانه‌ها معمولا در ماه‌های پائیز و زمستان زمانی که تابش آفتاب کم است ظاهر می‌شوند و معمولا با فرا رسیدن بهار حال بیمار خوب می‌شود.

دشوارترین ماه‌ها برای افراد مبتلا به افسردگی فصلی در ایالات متحده ژانویه و فوریه است. به میزان بسیار کمتری، بعضی از افراد افسردگی فصلی را در تابستان تجربه می‌کنند.

افسردگی

افسردگی فصلی چیزی فراتر از “اندوه زمستان” است.

نشانه‌ها می‌توانند باعث زجر و دست‌پاچگی فرد شده و زندگی روزمره را به چالش بکشند.

اگرچه این اختلال قابل درمان است، تقریبا 5 درصد از بالغین در ایالات متحده افسردگی فصلی را تجربه کرده و معمولاً در 40 درصد ایام سال به آن دچار بوده‌اند.

این اختلال در بین زنان شیوع بیشتری دارد.

افسردگی فصلی با عدم تعادل‌های بیوشیمیایی در مغز مرتبط بوده و روزهای کوتاهتر و میزان تابش نور کمتر علائم را تشدید می‌کنند.

با تغییر فصل‌ها، ما شاهد یک جابه‌جایی در ساعت زیستی درون بدن یا ریتم شبانه‌روزی هستیم که می‌تواند آن‌ها را از برنامه‌ی روزانه‌ی خود عقب بیاندازد.

افسردگی فصلی در مردم ساکن دور از خط استوا شایع‌تر است؛ چون روزهای کوتاهتری در زمستان دارند.

نشانه‌ها و تشخیص بیماری افسردگی فصلی

نشانه‌های شایع افسردگی فصلی شامل خستگی، حتی با خواب زیاد، و افزایش وزن مرتبط با بیش‌خوری و میل به کربوهیدرات‌هاست. نشانه‌های افسردگی فصلی می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و بسیار شبیه نشانه‌های افسردگی اساسی است؛ مثل:

  • احساس غم یا خلق‌وخوی سرکوب شده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی که قبلاً لذتبخش بودند
  • تغییر در اشتها؛ معمولاً بیش‌خوری، میل به کربوهیدرات‌ها (راجع به انواع اختلالات خوردن، اینجا بخوانید)
  • تغییرات خواب؛ معمولاً خواب بیش از حد  (راجع به انواع اختلالات خواب، اینجا بخوانید)
  • از دست دادن انرژی یا افزایش خستگی با وجود افزایش ساعات خواب
  • افزایش فعالیت ها (مثل نوشتن یا قدم زدن) یا کندی حرکات و گفتار
  • احساس بی‌ارزش یا گناهکار بودن
  • مشکل تمرکز یا تصمیم‌گیری
  • فکر کردن به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی

اختلال افسردگی فصلی می‌تواند در هر سنی شروع شود، اما معمولا وقتی آغاز می‌شود که بیمار 18 تا 30 سال دارد.

 

درمان افسردگی فصلی

افسردگی فصلی را می‌توان با چندین راه به طور موثری درمان کرد؛ از جمله نور درمانی، داروهای ضد افسردگی، روان درمانی یا ترکیبی از این‌ها.

در حالی که نشانه‌ها خودشان با تغییر فصل بهتر می‌شوند، با درمان می‌توان به آن سرعت بخشید.

نور درمانی درمان افسردگی فصلی

نور درمانی یعنی نشستن در مقابل جعبه نور درمانی که نور بسیار درخشانی از خود ساطع می‌کند (البته فرابنفش مضر را فیلتر کرده است).

نور درمانی معمولا 20 دقیقه در روز به زمان نیاز دارد، که اول صبح در طول زمستان باید باشد. بیشتر افراد یک یا دو هفته پس از شروع نور درمانی متوجه تغییرات و بهبود می‌شوند.

به منظور پایدار ساختن فواید و جلوگیری ازعود نشانه‌ها، درمان در طول زمستان ادامه می‌یابد. به‌خاطر بازگشت پیش‌بینی شده نشانه‌ها در اواخر پائیز، برخی افراد شاید برای پیشگیری نور درمانی را از اوایل پائیز شروع کنند.

روان درمانی، مخصوصا رفتار درمانی شناختی، می‌تواند به طور کارآمدی افسردگی فصلی را درمان کند. مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) داروهای ضد افسردگی هستند که بیشتر از همه در درمان افسردگی فصلی استفاده می‌شوند.

برای برخی افراد، افزایش مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور خورشید به بهبود نشانه‌های افسردگی فصلی کمک می‌کند.

برای مثال، وقت‌گذرانی در بیرون یا چینش منزل و دفتر به صورتی که بیشترین نور در روز دریافت شود. ( قرار گرفتن طولانی مدت در معرض اشعه‌ی فرابنفش خورشید ممکن است خطر سرطان پوست را افزایش دهد. درباره‌ی خطرات و فواید آن با پزشک خود صحبت کنید).

مراقبت از سلامت کلی نیز می‌تواند کمک کند ورزش منظم، غذای سالم، خواب کافی و فعال و در ارتباط ماندن (مثل شرکت در کارهای داوطلبانه، فعالیت‌های گروهی و وقت گذراندن با دوستان و خانواده) می‌تواند کمک‌کننده باشد.

اگر احساس می‌کنید نشانه‌های اختلال افسردگی فصلی را دارید، از یک متخصص آموزش دیده کمک بخواهید.

درست مثل دیگر اشکال افسردگی، باید مطمئن شد که عارضه‌ی دیگری باعث به وجود آمدن نشانه‌های افسردگی نشده باشد.

تشخیص افتراقی افسردگی فصلی

افسردگی فصلی را می‌توان با کم‌کاری تیروئید، هیپوگلیسمی، مونونوکلوئز عفونی و سایر عفونت‌های ویروسی اشتباه گرفت؛ به همین دلیل ارزیابی جامع بسیار با اهمیتاست. متخصص سلامت روان می‌تواند این عارضه را تشخیص داده و گزینه‌های درمانی را ارائه دهد. با درمان صحیح، افسردگی فصلی اختلالی قابل مدیریت است.

افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی در طول بارداری و پس از تولد نوزاد

افسردگی پس از زایمان

برای بیشتر زنان، مادر شدن موقعیتی هیجان‌انگیز، شادی‌آور و اغلب اضطراب‌آور است.

با این حال، برای زنانی با افسردگی پیش یا پس از زایمان، این تجربه بسیار زجرآور و دشوار می‌شود. افسردگی پس از زایمان عارضه‌ای جدی اما قابل درمان است که با احساس غم شدید، بی‌تفاوتی ویا اضطراب، همراه با تغییرات در انرژی، خواب و اشتها همراه است. افسردگی پس از زایمان برای مادر و نوزاد خطرات بالقوه ای به همراه دارد.

افسردگی قبل یا بعد از زایمان

زنان در طول بارداری هم می‌توانند دچار افسردگی شوند. افسردگی قبل یا بعد از زایمان به افسردگی در طول بارداری یا پس از تولد نوزاد اطلاق می‌شود. این یعنی افسردگی مرتبط با به دنیا آمدن نوزاد از دوران بارداری وجود داشته است.

تخمین زده می‌شود که یک زن از هر هفت زن سابقه‌ی افسردگی قبل یا بعد از زایمان را دارند.

بارداری و دوره‌ی پس از زایمان می‌تواند زمانی آسیب‌پذیر برای زنان باشد.

مادران تغییرات بی‌اندازه‌ی زیستی، عاطفی، مالی و اجتماعی در این زمان تجربه می‌کنند. برخی زنان با افزایش خطر ایجاد مشکلات روانی روبه‌رو هستند؛ مخصوصاً افسردگی و اضطراب.

تا 70 درصد تمام مادران جدید “اندوه نوزاد” را تجربه می‌کنند، این عارضه‌ی کوتاه‌مدت با فعالیت‌های روزمره تداخلی ندارد و نیازمند توجهات پزشکی نیست.

 

علائم افسردگی پس از زایمان

 گریه‌ی بدون دلیل، کج‌خلقی، بیقراری و اضطراب.

این نشانه‌ها یکی دو هفته ماندگارند و عموما خود به خود و بدون نیازبه درمان از بین می‌روند.

افسردگی قبل یا بعد از زایمان با “اندوه نوزاد” فرق دارد؛ چون افسردگی از لحاظ روانی و جسمانی فرد را زمین‌گیر کرده و ممکن است ماه‌ها تداوم یابد. دریافت درمان برای مادر و فرزند حائز اهمیت است.

نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان

  • ضعف، خستگی
  • احساس غم، ناامیدی، بی‌یاوری یا بی‌ارزشی
  • دشواری در خواب/خواب بیش از حد
  • تغییرات در اشتها
  • دشواری در تمرکز/گیجی
  • گریه “بدون دلیل”
  • علاقه نداشتن به نوزاد، ارتباط برقرار نکردن با نوزاد یا احساس اضطراب درباره‌ی نوزاد
  • احساس مادر بد بودن
  • ترس از آسیب رساندن به نوزاد یا خود
  • از دست دادن علاقه یا لذت در زندگی

افسردگی پس از زایمان

زنی که با افسردگی دست به گریبان است معمولا چند تا از این نشانه‌ها را دارد، و نشانه‌ها و شدت‌شان می‌توانند تغییر یابند. این نشانه‌ها می‌تواند به مادران جدید احساس جدا افتادن، گناه یا شرمندگی بدهد.

برای تشخیص دادن افسردگی قبل یا بعد از زایمان، نشانه‌ها بایستی در عرض چهار هفته‌ی پس از زایمان آغاز شوند. اگرچه، نشانه‌های افسردگی در هر زمانی می‌توانند پدید آیند.

بسیاری از زنان مبتلا به افسردگی قبل یا بعد از زایمان نشانه‌های اضطراب را نیز تجربه می‌کنند. مطالعه‌ای به این نتیجه رسید که نزدیک به دو سوم زنان با افسردگی قبل یا بعد از زایمان، اختلال اضطرابی نیز دارند.

انواع اختلالات اضطرابی 

اختلال اضطراب فراگیر

در عین حال که تست تشخیصی خاصی برای افسردگی قبل یا بعد از زایمان وجود ندارد، این عارضه کاملا واقعی است و باید جدی گرفته شود.

هر زن حامله یا مادر جدیدی که نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان را تجربه کند، باید به متخصص درمانگر مراجعه نماید. پزشک متخصص داخلی یا OB-GYN که به روانپزشک ارجاع می‌دهد. ارزیابی باشد شامل معاینه روانی و پزشکی برای رد سایر مشکلاتی که نشانه‌های مشابهی با افسردگی دارند. (مثل مشکلات تیروئیدی یا کمبود ویتامین).

در صورت وقوع موارد زیر باید با پزشک خود تماس بگیرید

  • در صورت تجربه‌ی نشانه‌های بالا برای بیشتر از دو هفته
  • در صورت داشتن افکار خودکشی یا فکر صدمه زدن به فرندتان
  • بدتر شدن و هجوم افکار افسرده
  • مشکل در انجام کارهای روزمره یا مراقبت از بچه 

افسردگی پس از زایمان 

چه کسانی درمعرض ابتلا به افسردگی پس از زایمان هستند؟

هر مادر جدیدی می‌تواند نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان یا دیگر اختلالات خلقی را تجربه نماید.

زنان در صورتی که قبلا تجربه‌ی افسردگی یا اختلالات خلقی داشته باشند (یا اگر در خانواده کسی سابقه‌اش را داشته باشد) و یا حتی اگر علاوه بر حاملگی، تجربه‌ی وقایع ویژه‌ی استرس‌زا را در زندگی داشته باشند یا از پشتیبانی خانواده و دوستان برخوردار نباشند، بیشتر در معرض قرار دارند.

تحقیقات تغییرات سریع در هورمون‌های جنسی و استرس و سطوح تیروئید را در طول بارداری و پس از آن با اثرات قوی بر خلق و خو مرتبط دانسته و شاید به افسردگی قبل یا بعد از زایمان بیانجامد.

عوامل دیگری که می‌تواند در بروز افسردگی پس از زایمان نقش داشته باشند عبارتند از تغییرات بدنی با حاملگی، تغییرات در روابط و کار، نگرانی درباره‌ی مادری و نبود خواب کافی.

نقش پدران در دوران بارداری همسر

جالب است بدانید پدران نیز می‌توانند نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان را تجربه نمایند. نشانه‌ها شامل خستگی و تغییرات در خوردن و خوابیدن است.

4 درصد از پدران در سال اول پس از تولد نوزاد دچار افسردگی می‌شوند. پدران جوان‌تر، پدرانی با سابقه‌ی افسردگی و پدرانی با مشکلات مالی با احتمال بیشتری ممکن است به افسردگی دچار شوند.

درمان افسردگی پس از زایمان

بسیاری از زنان شاید در سکوت رنج بکشند، مشکلات خود را به عنوان بخش عادی حاملگی در نظر گرفته و به آن توجهی نکنند و به دنبال درمان نروند. درمان افسردگی در طول بارداری ضروری است. آگاهی و درک بالاتر می‌تواند به پیامدهای بهتری برای زنان و فرزندانشان بیانجامد.

مثل بقیه انواع افسردگی، افسردگی قبل یا بعد از زایمان را می‌تواند با روان‌درمانی، دارو، تغییرات سبک زندگی و حمایت یا ترکیبی از این‌ها درمان کرد.

زنانی که باردارند یا در دوره‌ی شیردهی هستند باید در مورد استفاده از ضد افسردگی‌ها حتما با پزشک مشورت کنند.

در کل بروز خطر و نقایص تولد برای نوزادی که متولد نشده پائین است و تصمیم به تجویز باید بر اساس خطرات و منافع بالقوه توسط پزشک اتخاذ گردد.

درمان های دارویی ضد افسردگی در طول بارداری  

 

  • داروهای مهارکننده‌ه انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)

این داروها حتما باید تحت نظر پزشک متخصص استفاده شود. زیرا ممکن است عوارضی داشته باشند.

مثلا برخی از SSRIs با یک مشکل ریوی نادر اما جدی در نوزادان تازه متولد (هیپرتانسیون ریوی پایدار) ارتباط دارند.

  • داروهای مهارکننده‌ بازجذب سروتونین و نوراپی‌نفرین (SNRIs)

  • بوپروپیون (Wellbutrin)

  • داروهای ضد افسردگی‌ سه‌حلقه‌ای (TCAs)

با درمانی مناسب، بیشتر نو مادران از شر نشانه‌هایشان خلاص می‌شوند.

زنانی که افسردگی قبل و بعد از زایمان خود را درمان کرده‌اند باید درمان را حتی بعد از احساس بهبودی نیز ادامه دهند. اگر درمان زود متوقف شود، نشانه‌ها ممکن است عود کنند.

کمک به خود و سازگاری با افسردگی پس از زایمان

حمایت خانواده و دوستان، ملحق شدن به گروه حمایتی مادران و تغذیه و ورزش مناسب می‌توانند کمک کنند.

پیشنهادهای دیگر برای کمک به کنار آمدن با افسردگی در بارداری شامل  استراحت کافی (خواب هنگام خواب نوزاد) و اختصاص زمانی برای خریدن و ملاقات دوستان می‌باشد.

چگونه والدین، خانواده و دوستان می‌توانند به فرد افسرده کمک کنند؟

حمایت خانواده

حمایت قوی از طرف والدین، خانواده و دوستان فاکتور بسیار مهمی است.

در ادامه پیشنهادهای برای نحوه‌ی کمک به عزیزانتان آورده ایم:

علائم افسردگی  را بشناسید

شناسایی نشانه‌های افسردگی و اضطراب را یاد بگیرید و اگر علائم را دیدید، از او بخواهید تا حتما به روانپزشک و روانشناس مراجعه کند.

روانپزشکان متخصص در درمان افسردگی 

روالنشناسان متخصص در درمان افسردگی

به او گوش دهید

به او بفهمانید که می‌خواهید نگرانی‌هایش را بشنوید “من متوجه شده‌ام که تو با خوابیدن مشکل داری، حتی وقتی بچه می‌خوابد. موضوع خاصی فکرت رو درگیر کرده؟”

حمایت خود را نشان دهید. به او بفهمانید که تنها نیست و شما اینجا هستید تا کمکش کنید.

پیشنهاد کمک در کار خانه یا نگهداری از بچه هنگام استراحت مادر یا ملاقات او با دوستانش را امتحان کنید.

او را تشویق کنید که در صورت نیاز کمک بگیرد. او ممکن است احساس ناراحتی کند و نخواهد به دنبال کمک باشد. او را تشویق کنید با یک ارائه‌دهنده‌ی مراقبت‌های بهداشتی صحبت کند.

برخی از اطلاعات در شرایط قبل و بعد از زایمان را با او به اشتراک بگذارید. پیشنهاد قرار ملاقات برای صحبت او با کسی را بدهید.

عوارض ناشی از افسردگی در طول بارداری و پس از زایمان

  • اضطراب قبل و بعد از زایمان

با وجود تفاوت در ارزیابی‌ها، مطالعه‌ای اخیرا به این نتیجه رسیده است که تقریبا 16 درصد زنان از یک اختلال اضطرابی در طول بارداری و 17 درصد در دوره‌ی قبل یا بعد از آن از اضطراب رنج می‌برند.

پس از زایمان، برخی زنان با اضطراب شدید، همراه با ضربان قلب بالا، حس رخ دادن مصیبتی قریب‌الوقوع و ترس‌ها  غیرمنطقی روبه‌رو می‌شوند.

با ترس های شدید و غیر منطقی خود چه کنیم؟

احساس گناه و مقصر دانستن خود در مواقع درست پیش نرفتن اتفاقات، نگرانی و احساس ترس شدید بدون دلیل موجه نشانه‌های اضطراب در دوره‌ی قبل یا بعد از زایمان هستند.

درمان ممکن است شامل دارودرمانی یا تراپی (روان درمانی)، به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر باشد.

اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) چیست؟

اختلال ملال پیش از قاعدگی

اختلال ملال پیش از قاعدگی یا PMDD، یک مشکل دوره‌ای و برپایه‌ی هورمون ها همراه با ایجاد اشکال در خلق و خو است.

در حالی که تا 85 درصد زنان تجربه‌ی PMS را دارند، بر اساس مطالعه‌ای در ژورنال روانپزشکی آمریکا، تنها نزدیک به 5 درصد زنان با PMDD تشخیص داده می‌شوند.

PMDD در هر زمانی از سنین باروری زنان می‌تواند آغاز شود ولی به طور میانگین سن ظهور بیماری 26 سال است.

مثل PMS، نشانه‌های PMDD هم در اواخر فاز لوتئال چرخه‌ی قاعدگی (پس از تخمک‌گذاری) آغاز شده و به فاصله‌ی کوتاهی پس از فاز قاعدگی پایان می‌یابد.

در حالی که بیشتر زنان در روزهای منتهی به قاعدگی هر چند وقت یک بار PMS دارند، ولی این نشانه‌های رنج و عذاب شدیدی ایجاد نکرده و بر روی توانایی ادامه‌ی کارهای روزمره تاثیر نمی‌گذارد.

اگرچه، برای زنان مبتلا به PMDD، مشکلات شدیدتر مرتبط با PMS – مخصوصا آن‌هایی که روانی هستند – آن‌ها را از کارهای روزمره‌ی خود بازمی‌دارد.

این نشانه‌های روانی شامل افسردگی، افکار خودکشی، اضطراب، کج‌خلقی و تنش است.

این نشانه‌ها لزوما در هر سیکل اتفاق نمی‌افتد، اما در بسیاری از چرخه‌ها حاضر است. شاید در بعضی ماه‌ها بدتر باشد.

 

ظهور PMDD در هر زمانی پس از اولین پریود زنان می‌تواند آغاز شود، با این حال، بسیاری از زنان بدتر شدن نشانه‌ها را با نزدیک شدن به یائسگی گزارش می‌کنند. پس از یائسگی و در طول بارداری، نشانه‌ها دیده نمی‌شوند، ولی به یاد داشتن این که زنان مبتلا به PMDD خطر بالایی برای افسردگی پس از زایمان دارند، حائز اهمیت است.

دلایل به وجود آمدن ملال قبل از قاعدگی PMDD

تحقیقات روانشناسی برای تعیین علت دقیق PMDD هنوز جریان دارد، ولی احتمال حساسیت بیشتر به نوسانات سطوح نرمال استروژن و پروژسترون در زنان مبتلا به این اختلال عامل نشانه‌های پیش‌قاعدگی مطرح شده است.

اختلال ملال پیش از قاعدگی

ریسک فاکتورهای ابتلا به سندرم ملال پیش از قاعدگی

  • عوامل محیطی استرس، سابقه‌ی ترومای بین فردی و تغییرات فصلی همگی جزو عوامل محیطی مرتبط با وجود اختلال ملال پیش از قاعدگی است.

  • عامل ژنتیک در عین حالی که وراثت اختلال ملال پیش از قاعدگی ناشناخته است، تخمین زده می‌شود که نشانه‌های پیش قاعدگی در کل به احتمال 50 درصد به ارث برسند.

  • متغیرهای چرخه قاعدگی بر اساس DSM-5، زنانی که ازقرص های  ضد بارداری‌ خوراکی استفاده می‌کنند، شاید عوارض پیش از قاعدگی کمتری نسبت به سایرین داشته باشند.

نشانه‌های اختلال ملال پیش از قاعدگی PMDD

برای رسیدن به تشخیص ملال پیش از قاعدگی، یک زن باید نشانه‌ها را در اکثر چرخه‌های قاعدگی سال گذشته تجربه کرده باشد و این نشانه‌ها باید باعث ایجاد روی کار و عمکرد اجتماعی او گذاشته باشند.

در عین حالی که نشانه‌های مرکزی مرتبط با خلق و خو و اضطراب هستند، نشانه‌های رفتاری و بدنی نیز اتفاق می‌افتند. ذکر این نکته ضروری است که وجود نشانه‌های رفتاری و بدنی به تنهایی و در نبود نشانه‌های خلقی ویا اضطرابی برای رسیدن به تشخیص کافی نیست.

در اکثر موارد، حداقل پنج مورد از نشانه‌های زیر باید در هفته‌ی پیش از پریود وجود داشته باشد که در طول روزهای پس از آن بهبود می‌یابد و در هفته‌های آتی به حداقل می‌رسد:

  • نوسانات خلقی
  • کج‌خلقی یا عصبانیت یا افزایش درگیری‌های بین فردی
  • خلق دپرس، احساسات ناامیدی یا افکار نارضایتی از خود
  • اضطراب، تنش ویا احساس نگرانی
  • کم شدن علاقه در فعالیت‌های معمول
  • دشواری در تمرکز
  • نبود واضح انرژی
  • تغییر در اشتها
  • پرخوابی یا بی‌خوابی
  • حس دست‌پاچگی یا از دست دادن کنترل
  • نشانه‌های جسمی مثل دردناکی یا تورم سینه، درد مفصل یا عضلات، حس نفخ یا افزایش وزن

اختلال ملال پیش از قاعدگی

تفاوت بین PMS (سندرم پیش از قاعدگی) و PMDD (اختلال ملال قبل از قاعدگی) چیست؟

PMS عارضه‌ی جدی‌ای نسبت به PMDD نیست؛ چون در کل با عملکردهای روزانه تداخل ندارد و شدت نشانه‌ها کمتر است. برای تشخیص PMDD حداقل وجود  پنج نشانه الزامی است.

فراتر از این، با این که زنان شاید نوسانات خلقی در روزهای قبل پریود تجربه کنند، ولی نشانه‌های روانی PMDD، مثل افسردگی شدید، اضطراب و افکار خودکشی در PMS نیست.

چندابتلایی

با این که یک زن در صورت تجربه‌ی بدتر شدن نشانه‌های اختلال روانی دیگر درنزدیکی زمان خونریزی، با PMDD تشخیص داده نمی‌شود، ولی اگر فرد نشانه‌های PMDD را که به طور واضحی متفاوت از سایر نشانه‌ها به عنوان قسمتی از اختلال روانی دیگر هستند، تجربه کند، باید PMDD را هم مد نظر قرار داد.

افسردگی در سنین پیری

افسردگی سالمندان

افسردگی اغلب در افراد مسنی رخ می‌دهد که از سایر عوارض و معلولیت‌ها رنج می‌برند.

افسردگی می‌تواند به سراغ سالمندان نیز بیاید، ولی بخش عادی روند پیری نیست. در حالی که بیشتر افراد اپیزودهای غمگین را در زندگی خود تجربه می‌کنند، ولی افسردگی قابل درمان است.

شیوع افسردگی در سنین بالا

بر اساس مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها (CDC)، افسردگی قریب به 1-5 درصد از جمعیت عمومی سالمندان، 13.5 درصد از سالمندان تحت مراقبت در خانه و 11.5 درصد بیمارستان‌های سالمندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بزرگسالان سالمند در خطر تشخیص اشتباه و نبود درمان هستند؛ چون برخی از نشانه‌های آنان می‌تواند مسئل مرتبط به سن را تقلید کند.

نشانه‌ها همچنین می‌توانند به غلط به سایر بیماری‌ها، داروها یا تغییرات در زندگی نسبت داده شوند.

بیماران سالمند همچنین نسبت به حرف زدن درباه‌ی احساسات خود بی‌میلند و این که نشانه‌های جسمی می‌تواند علامتی از افسردگی باشد را درک نمی‌کنند. برای سالمندان زندگی مستقل و جدا از همه کمک گرفتن را سخت می‌کند.

نشانه‌های افسردگی در بزرگسالان سالمند

مشخصه‌ی لازم اپیزود افسردگی اساسی دوره‌ای حداقل دو هفته‌ای از تجربه‌ی خلق دپرس (بیشتر طول روز، یا تمام آن) یا از دست دادن علاقه یا لذت در تقریبا تمام فعالیت‌هاست. در صورتی که به شکل مداوم تعداد زیادی از نشانه های زیر را دارید مراجعه به مشاور و روانشناس یا در موارد حادتر روانپزشک ضروری است.

بر اساس انجمن روانپزشکی سالمندان آمریکا، شایع‌ترین نشانه‎های افسردگی در سالمندان عبارتند از:

  • اندوه مداوم
  • احساس کندی
  • نگرانی‌های بیش از حد درباره‌ی مشکلات مالی و بهداشتی
  • گریه‌های متناوب
  • احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی
  • تغییر وزن
  • قدم زدن یا حرکت بدن از روی نگرانی
  • دشواری در خواب
  • دشواری در تمرکز
  • شکایت‌های سوماتیک (درد جسمی غیر قابل توجیه یا مشکلات گوارشی)
  • ترک فعالیت‌های اجتماعی

اختلال جسمانی شکل چیست؟

دردهای مزمن چگونه درمان میشود؟

عوارض پزشکی و افسردگی

 

مشکلات پزشکی، شامل عوارض مزمن، می‌تواند نشانه‌های افسردگی را در بیماران سالمند تحریک کرده یا شدت بخشد. هر عارضه‌ای، مخصوصاً آن‌هایی که دردناک، ناتوان‌کننده یا تهدیدکننده‌ی حیات هستند، می‌تواند منتج به نشانه‌های افسردگی شود:

  • سرطان
  • بیماری پارکینسون
  • سکته مغزی
  • بیماری قلبی
  • لوپوس دیابت
  • زوال عقل و آلزایمر
  • اسکلروز چندگانه (MS)
  • دارو درمانی و افسردگی

افسردگی سالمندان

برخی داروها با افسردگی در سالمندان ارتباط دارند.

این داروها عبارتند از: داروهای قلبی‌عروقی، شیمی‌درمانی، داروهای ضد جنون، ضد اضطراب‌ها و مسکن‌ها، ضد صرع‌ها، ضد التهاب/عفونت‌ها، محرک‌ها، داروهای هورمونی و سایر داروها.

بیماران مسنی که نشانه‌های افسردگی در زمان مصرف این داروها دارند بایستی آن را بلافاصله به پزشک خود اطلاع دهند.

تفاوت افسردگی و زوال عقل

افسردگی و زوال عقل چندین نشانه‌ی مشترک دارند که تمایز بین این دو را دشوار می‌سازد. چگونگی بروز نشانه‌های شایع در هر کدام از این اختلالات یاریگر است.

در افسردگی

  • رکور ذهنی سریع است
  • بیماران می‌توانند تاریخ، زمان و مکان را به درستی بگویند
  • بیماران در تمرکز مشکل دارند
  • مهارت‌های زبانی و حرکتی کند ولی نرمال است
  • بیماران متوجه مشکلات حافظه و گیجی شده و درباره‌ی آن نگران اند

 در زوال عقل

  • رکود ذهنی آهسته است
  • بیماران گیج و دیس‌اورینته شده و شاید گم شوند، تاریخ‌ها را اشتباه کنند و یا ندانند کجا هستند
  • بیماران در حافظه‌ی کوتاه‌مدت مشکل دارند
  • مهارت‌های نوشتاری، گفتاری و زبانی مختل شده
  • بیماران به نظر نمی‌آید متوجه مشکلات حافظه‌ی خود شده یا نگران آن باشند

درمان افسردگی در بیماران سالمند

درمان کارآمد افسردگی در بزرگسالان سالمند می‌تواند نیازمند بیش از یک روش باشد.

افسردگی سالمندان

روان‌درمانی افسردگی سالمندان

 گفتار درمانی مداوم می‌تواند منبع پشتیبان خوبی برای بیماران مسن باشد. درمان کوتاه مدت با تمرکز بر راه‌حل (درمان شناختی رفتاری) می‌تواند در کمک به بیماران مسن برای از بین بردن الگوهای فکر و رفتار که به ایجاد نشانه‌های افسردگی کمک کرده‌اند، مؤثر باشد.

تحقیقات نشان می‌دهد که تعدیل سلامت جسمی و باورهای مذهبی/معنوی پیامدهای درمان را بهتر می‌کند.

گروه‌های حمایتی برای افسردگی در سالمندان

گروه‌هایی که برای مرتبط کردن سالمندان دارای تجارب مشابه (افسردگی، عوارض پزشکی و سوگ عزیزان) تشکیل شده‌اند، برای ایجاد حمایت اجتماعی و فراهم آوردن فضایی امن برای حرف زدن مفید هستند.

دارو درمانی برای افسردگی سالمندان

داروهای ضد افسردگی‌ می‌تواند برای تسکین نشانه‌های افسردگی تجویز شوند.

ضد افسردگی‌ها می‌توانند عوارض جانبی جدی داشته باشند، و بیماران مسن نسبت به دارو حساس اند. دارو درمانی باید به طور دقیق پایش شود.

تغییرات سبک زندگی

ورزش روزانه، عادت‌های غذایی سالم، و افزایش دریافت حمایت اجتماعی همگی در کمک به بیماران سالمند مبتلا به افسردگی اهمیت دارند.

اعضای دوستان و خانواده می‌توانند با انجام کارهای زیر به فرد افسرده کمک کنند

  • برنامه‌ریزی نشست‌های گروهی
  • ملاقات‌های هفتگی
  • کمک کردن برای رفتن به قرار با پزشک
  • آشپزی و نگه داشتن غذای سالم
  • ایجاد سیستمی برای مصرف صحیح داروها

 

خطر اقدام به خودکشی در افراد مبتلا به افسردگی

خطر خودکشی

همواره خطر خودکشی در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی وجود دارد. بر اساس آخرین اطلاعات، دومین نرخ بالای خودکشی در ایالات متحده (19.4) متعلق به افراد 85 ساله یا بالاتر است.

بالاترین نرخ (19.6) بین بزرگسالان 45 تا 64 ساله است.

 سابقه‌ی تلاش یا اقدام به خودکشی بزرگ‌ترین ریسک فاکتور محسوب می‌شود، اگر یک بیمار سالمند هر کدام از علائم افکار یا رفتار خودکشی را نشان داد، مهم است که بلافاصله به او کمک شود.

اختلال افسردگی دائم (دیس‌تایمیا)

 

افراد مبتلا به دیستایمیا خلق خود را غمگین توصیف می‌کنند و انگار همیشه “کشتی‌هایشان غرق شده است”؛ ولی دیستایمیا چیزی فراتر از احساس غمگینی ساده است.

دیستایمیا شکل مزمنی از افسردگی است که می‌تواند باعث شود افراد علاقه‌ی خود را در فعالیت‌های روزانه از دست بدهند، اعتماد به نفس پائین‌تری داشته باشند.

 در کل احساس کنند چیزی کافی نیست، ناامید باشند و بهره‌وری‌شان پائین بیاید. با توجه به ذات مزمن دیستیمیا، این احساسات می‌تواند برای سال‌ها طول کشیده و به طریق منفی روی روابط، اشتغال، تحصیل و سایر فعالیت‌های روزمره تأثیر بگذارد.

در عین حالی که خلق دپرس در دیستایمیا به شدت اختلال افسردگی اساسی نیست، ولی تشخیص دیستیمیا مستلزم وجود ترکیبی از نشانه‌های افسرده برای دو هفته یا بیشتر می‌باشد.

 دیستایمیا تقریبا 1.5 درصد جمعیت بزرگسال را در ایالات متحده تحت تأثیر قرار می‌دهد.

49.7 درصد این موارد “شدید” در نظر گرفته شده و میانگین سنی پدیداری بیماری 31 سالگی است.

دیستایمیا می‌تواند کودکان و نوجوانان را نیز درگیر کند و این که دختران با احتمال بیشتری نسبت به پسرها دچار اختلال دپرسیو می‌شوند.

اختلال افسردگی دائم

دلایل به وجود آمدن اختلال افسردگی دائم (دیستایمیا)

عامل دقیق دیستایمیا معلوم نیست، ولی مثل اختلال افسردگی اساسی، این اختلال هم شاید شامل بیشتر از یک دلیل باشد که تعدادی از آن‌ها را برمی‌شماریم:

تعادل بیوشیمیایی مغز افراد افسرده

  شماری از نواحی مغزی در دیستایمیا دخیل دانسته شده است

ژنتیک افراد افسرده

 داشتن خویشاوند درجه‌ی یک با اختلال دپرسیو خطر را بالا می‌برد

وقایع محیطی/زندگی افراد افسرده

 از دست دادن والدین در کودکی، رخدادهای تروماتیک مثل فقدان، مشکلات مالی و سطوح بالای استرس می‌توانند محرک دیستیمیا باشند.

خصوصیات شخصیتی افراد افسرده

که شامل منفی‌بافی – اعتماد به نفس پائین، منفی‌نگر، خودمنتقد و وابسته به دیگران

سابقه‎ی دیگر اختلالات روانی

 

نشانه‌های اختلال افسردگی دائم (دیستایمیا)

 

مشخصه لازم دیستایمیا خلق دپرسی است که بیشتر روزها، به مدت حداقل دو سال برای بزرگسالان و یک سال برای کودکان و نوجوانان برقرار است.

شدت نشانه‌های دیستیمیا می‌تواند با گذشت زمان تغییر یابد.

نشانه‌های دیستایمیا عبارتند از

  • اشتهای کم یا پرخوری
  • از دست دادن علاقه در فعالیت‌های روزمره
  • بی‌خوابی یا پرخوابی
  • انرژی پائین یا خستگی
  • اعتماد به نفس پائین، انتقاد از خود یا احساس بی‌قابلیتی
  • تمرکز ضعیف یا دشواری در تصمیم‌گیری
  • احساس ناامیدی
  • کاهش فعالیت و/یا بهره‌وری
  • جداماندگی اجتماعی
  • کج‌خلقی یا عصبانیت
  • غمگینی
  • احساس گناه
  • در کودکان، خلق دپرس و کج‌خلقی اغلب نشانه‌های اولیه هستند.

درمان دیستایمیا

به خاطر مزمن بودن نشانه‌ها، این افراد برخی اوقات احساس غمگینی مدام را جزئی از زندگی تلقی می‌کنند. اگر نشانه‌های دیستایمیا را دارید، جستجوی درمان مهم می‌شود.

اولین قدم مهم یک معاینه‌ی پزشکی برای رد هر عامل پزشکی بالقوه برای نشانه‌هاست. یادداشت کردن نشانه‌ها برای چند هفته می‌تواند به درک پزشک از چگونگی تأثیر نشانه‌ها بر زندگی روزمره‌ی شما کمک کند.

دو درمان اصلی دیستایمیا شامل دارو درمانی و روان‌درمانی است، اما برنامه درمانی شما به عواملی مثل شدت نشانه‌ها، ترجیحات شما، توانایی تحمل داروها و درمان‌های سابق روانی بستگی دارد.

برای کودکان و نوجوانان، روان‌درمانی اولین پیشنهاد است.

دارو درمانی اختلال دیستایمیا

انواع ضد افسردگی‌ها که معمولاً برای درمان دیستایمیا استفاده می‌شوند از این قرارند:

  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)
  • ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای
  • مهارکننده‌های بازجذب نوراپی‌نفرین و سروتونین

کسب اطلاعات دقیق از پزشک درباره‌ی عوارض جانبی بالقوه‌ی دارودرمانی و بحث درمورد سابقه‌ی افکار و اقدام به خودکشی مهم است. با این که داروهای ضد افسردگی می‌توانند موجب عوارض جانبی ناخوشایند برای برخی‌ها شوند، ولی شما نیاز هرگز مصرف این داروها را به یکبار قطع کنید. همیشه قبل از تغییر در مصرف این داروها با پزشک مشورت کنید.

روان‌درمانی اختلال دیستایمیا

گفتاردرمانی، یا مشاوره در کل شکلی از درمان دیستیمیا با صبحت کردن راجع به به نشانه‌ها و نحوه‌ی تأثیر آن‌ها بر زندگی‌تان با درمانگر است. فوائد زیادی در روان‌درمانی وجود دارد:

مدیریت بحران یا نشانه

  • شناسایی محرک‌هایی که به ایجاد دیستایمیا کمک می‌کنند و کنار آمدن با آن‌ها
  • شناسایی باورهای منفی و جایگزینی آن‌ها با باورهای مثبت
  • یادگیری مهارت‌های حل مسئله‌ی تطابقی
  • جستجوی راه‌های ایجاد روابط مثبت با دیگران
  • بهبود اعتماد به نفس
  • یادگیری هدف‌گذاری و رسیدن به آن‌ها

انواع مختلفی از روان‌درمانی وجود دارد، و بسیاری از افراد ترکیبی از درمان‌ها را نیاز دارند. با روان درمانگر خود درباره‌ی گزینه‌های زیر حرف بزنید:

  • رفتار درمانی شناختی (CBT)
  • خانواده درمانی
  • گروه درمانی
  • گفتار درمانی در جهت فرآیند
  • تغییرات سبک زندگی
  • هر برنامه‎ی درمانی برای دیستیمیا بایستی شامل تغییرات سالم در سبک زندگی باشد:
  • الگوهای سالم خواب
  • ورزش روزانه
  • تغذیه
  • کمک با مهارت‌های زندگی در صورت نیاز

سبک زندگی سالم

 افراد مبتلا به دیستایمیا می‌توانند شاد و پربار زندگی کنند. نشانه‌ها می‌تواند با گذشت زمان تغییر یابد، اما ایجاد سیستم حمایتی مستحکم و دنبال کردن کمک حرفه‌ای در مسیر شما برای بازتوانی یا نجات از غم، منفی‌نگری یا گله‌مندی کمک خواهد کرد.

 

نویسنده: میترا سیفان- روانشناس

 

 

You may also like

1 نظر

سکس تراپی : درمان مشکلات جنسی با مشاوره جنسی - وبلاگ پزشک خوب فوریه 19, 2019 - 2:18 ب.ظ

[…] همین موضوع باعث می‌شود مشکلات خود را در قالب اضطراب،افسردگی ، مشکلات خواب و غیره بیان کنند. این افراد نیز با مراجعه […]

پاسخ

نظر بدهید