افسردگی چیست؟ نشانه ها، علائم و راه های درمان انواع افسردگی 1


تعریف افسردگی

افسردگی (اختلال افسردگی اساسی) بیماری پزشکی جدی و شایعی است که احساس، تفکر و کنش فرد را به طریقی منفی تحت تأثیر قرار می‌دهد. البته قابل درمان نیز هست. افسردگی موجب ایجاد احساس غم و یا از دست دادن علاقه در فعالیت‌هایی می‌شود که قبلاً از آن لذت می‌بردیم. این اختلال می‌تواند به طیفی از مشکلات احساسی و جسمی بیانجامد و توانایی فرد را برای عملکرد در محل کار و خانه کاهش دهد.

تعریف افسردگی

نشانه‌های خفیف تا شدید افسردگی شامل موارد زیر می‌شود

  • احساس غم یا خلق و خوی سرکوب شده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی که قبلاً لذتبخش بودند
  • تغییر در اشتها – افزایش یا کاهش وزن غیر مرتبط با رژیم غذایی
  • مشکل در خوابیدن یا خواب زیاد
  • نبود انرژی یا افزایش خستگی
  • افزایش فعالیت بدنی بدون هدف (مثلاً، نوشتن یا قدم زدن) یا حرکات و گفتار کند (کنش‌هایی که توسط دیگران مشاهده می‌شود)
  • احساس بی‌ارزش یا گناهکار بودن
  • دشواری تفکر، تمرکز یا تصمیم‌گیری
  • فکر کردن به مرگ یا خودکشی
  • برای تشخیص افسردگی، این نشانه‎‌ها باید حداقل دو هفته پایدار باشند.

افسردگی

همچنین، عوارض پزشکی (مثل مشکلات تیروئید، تومور مغزی یا کمبود ویتامین) نیز می‌توانند نشانه‌های افسردگی را تقلید کنند؛ بنابراین رد عوامل پزشکی کلی الزامی است.

میزان شیوع:

افسردگی در هر سنی به طور تخمینی یک نفر از هر 15 فرد بالغ (6.7%) را درگیر می‌کند. و یک نفر از هر شش نفر (16.6%) در جایی از زندگی خود احساس افسردگی خواهند کرد. افسردگی در هر سنی می‌تواند گریبانگیر شود ولی به طور میانگین، برای اولین بار در اواخر دوران نوجوانی و اوایل دهه‌ی بیست زندگی خود را نشان می‌دهد. زنان با احتمال بالاتری افسردگی را تجربه می‌کنند. برخی مطالعات نشان می‌دهد که یک سوم زنان یک اپیزود (دوره) افسردگی اساسی را در طول زندگی خود تجربه خواهند کرد.

افسردگی با غم یا سوگواری فرق می‌کند

مرگ یک عزیز، از دست دادن کار یا پایان رابطه عاشقانه تجربیات سختی برای یک فرد هستند. احساس غم یا سوگ در پاسخ به چنین موقعیت‌هایی کاملاً عادی است. آن‌هایی که تجربه‌ی فقدان را دارند شاید خودشان را فردی “افسرده” توصیف کنند.

افسردگی

 

با این حال، غمگین بودن همان افسردگی نیست.

فرآیند سوگواری طبیعی و منحصر به هر فرد است و با برخی از ویژگی‌های افسردگی شباهت دارد.

هم سوگواری و هم افسردگی می‌توانند شامل غم شدید و ترک فعالیت‌های معمول باشند. همچنین از چندین لحاظ با هم تفاوت دارند:

تفاوت های افسردگی و سوگواری

  • در سوگواری، احساسات دردناک به صورت موجی می‌آیند، و اغلب با خاطرات مثبت فرد از دست رفته همراهی دارند.

در افسردگی اساسی، خلق‌وخو ویا علاقه (لذت) بیشتر از دو هفته کاهش می‌یابد.

  • در سوگواری، اعتماد به نفس سر جای خود است. در افسردگی اساسی، احساسات بی‌ارزش بودن یا تنفر از خود شایع می‌باشد.

برای برخی افراد، مرگ یک عزیز می‌تواند شروعی بر افسردگی اساسی باشد.

از دست دادن کار یا قربانی بودن در یک تجاوز بدنی یا مصیبتی عظیم می‌تواند منجر به افسردگی شود. اگر سوگواری و افسردگی همراهی داشته باشند، سوگواری شدیدتر و طولانی‌تر از سوگواری بدون افسردگی می‌شود.

با وجود برخی همپوشانی‌ها بین سوگواری و افسردگی، این دو متفاوت از یکدیگرند. تمایز قائل شدن بین آن‌ها می‌تواند به افراد کمک کرده، از آن‌ها حمایت نموده و به درمان مورد نیاز آن‌ها کمک نماید.

ریسک فاکتورهای افسردگی

ریسک فاکتورهای افسردگی

افسردگی می‌تواند هر کسی را تحت تأثیر قرار دهد، حتی فردی که به نظر می‌رسد در شرایط ایدئالی زندگی می‌کند.

برخی عوامل می‌توانند در افسردگی نقش داشته باشند

بیوشیمی

تفاوت در برخی مواد شیمیایی در مغز از جمله سروتونین شاید به ایجاد نشانه‌های افسردگی بیانجامد.

ژنتیک

افسردگی می‌تواند تجمع فامیلی داشته باشد. برای مثال، اگر یکی از دوقلوهای همسان افسردگی داشته باشد، دیگری شانس 70 درصدی برای ابتلا به این بیماری در طول زندگی خود دارد.

شخصیت

افراد با اعتماد به نفس پائین، که به سادگی با استرس دست‌پاچه می‌شوند، یا آن‌هایی که در کل منفی‌نگرند به نظر می‌آید که با احتمال بیشتری افسردگی را تجربه می‌کنند.

عوامل محیطی

قرار گرفتم مداوم در معرض خشونت، سوءاستفاده یا فقر و همچنین استرس می‌تواند برخی افراد را نسبت به افسردگی آسیب‌پذیر سازد.

افسردگی چگونه درمان می‌شود؟

افسردگی در بین درمان‌پذیرترین اختلالات ذهنی است. بین 80 تا 90 درصد افراد مبتلا به افسردگی در نهایت به درمان خوب پاسخ می‌دهند. تقریباً همه‌ی بیماران مقداری تسکین پیدا می‌کنند.

پیش از تشخیص یا درمان، متخصص باید یک ارزیابی کامل شامل یک مصاحبه و احتمالاً معاینه بدنی ترتیب دهد. در برخی موارد، تست خون برای کسب اطمینان از عدم دخالت عوارض پزشکی مثل مشکلات تیروئیدی صورت می‌گیرد. ارزیابی برای تشخیص نشانه‌های خاص، سابقه‌ی پزشکی و فامیلی، عوامل فرهنگی و محیطی برای رسیدن به تشخیص و برنامه‌ریزی برای مداخله ضروری است.

ارزیابی افسردگی

دارو درمانی

شیمی مغز بر افسردگی فرد تأثیر گذاشته و شاید عامل درمان آن‌ها باشد. به همین دلیل، داروهای ضدافسردگی‌ می‌توانند برای تغییر شیمی مغز فرد تجویز شوند. این داروها تسکین‌دهنده یا آرامبخش نیستند. باعث عادت به دارو نمی‌شوند. در کل داروهای ضد افسردگی اثر تحریکی روی افراد افسرده ندارند.

ضد افسردگی‌ها شاید در همان هفته‌های اول یا دوم باعث بهبود بیماری شوند. بهره‌مندی کامل شاید دو تا سه ماه طول بکشد. اگر بیمار پس از چندین هفته احساس بهبود نکند، روانپزشک می‌تواند دوز دارو را افزایش دهد یا ضد افسردگی دیگری اضافه یا جایگزین کند. در برخی موقعیت‌ها سایر داروهای سایکوتراپیک شاید کمک‌کننده باشند. اگر دارو اثر نمی‌کند و عوارض جانبی وجود دارد، مهم است که به پزشک اطلاع داده شود.

دارو درمانی افسردگی

روانپزشکان معمولاً پیشنهاد می‌کنند که مصرف دارو شش ماه یا بیشتر پس از بهبود نشانه‌ها ادامه پیدا کند. درمان درازمدت‌تر تثبیتی شاید به منظور کاهش خطر اپیزودهای آینده برای برخی افراد پرخطر پیشنهاد شود.

روان‌ درمانی

روان‌درمانی  بعضی اوقات به تنها برای درمان افسردگی خفیف استفاده می‌شود؛ برای افسردگی متوسط تا شدید، روان‌درمانی اغلب همراه با داروهای ضد افسردگی استفاده می‌شود. رفتار درمانی شناختی (CBT) در درمان افسردگی مؤثر شناخته شده است. CBT شکلی از درمان است که با تمرکز بر روی ارائه و حل مسئله انجام می‌شود.

CBT به شناسایی اختلال تفکر و سپس تغییر رفتارها کمک می‌کند.

روان درمانی می‌تواند فقط فرد بیمار را درگیر کند یا شامل دیگران نیز باشد.

برای مثال، خانواده یا زوج درمانی می‌تواند به حل مسائل بین خویشاوندان نزدیک کمک نماید. گروه درمانی شامل افرادی با بیماری‌های مشابه است.
بسته به شدت افسردگی، درمان می‌تواند چند هفته یا بیشتر باشد. در بسیاری از موارد، بهبود قابل توجه می‌تواند با 10 تا 15 جلسه اتفاق بیافتد.

درمان افسردگی

الکتروکانولسیوتراپی (ECT)

نوعی درمان طبی است که بیشتر برای بیمارانی با افسردگی اساسی شدید یا اختلال دوقطبی به کار می‌رود که به سایر درمان‌ها پاسخ نداده‌اند. ECT یک تحریک مختصر روی مغز بیمار بیهوش می‌باشد (شوک درمانی). معمولاً بیمار دو تا سه بار در هفته و به طور کلی شش تا 12 درمان را دریافت می‌کند. ECT از دهه‌ی 1940 استفاده شده و تحقیقاتی به طول سالیان بهبودهای عظیمی در آن بر جای گذاشته است. این کار معمولاً توسط تیمی آموزش دیده شامل یک روانپزشک، یک متخصص بیهوشی و دستاران پزشک یا پرستار انجام می‌شود.

افسردگی فصلی

اختلال افسردگی فصلی چیست؟

اختلال خلقی  فصلی شکلی از افسردگی است که با عنوان SAD، افسردگی فصلی یا افسردگی پاییزی نیز شناخته می‌شود. افراد مبتلا به SAD شاهد تغییرات خلق‌وخو و نشانه‌هایی شبیه افسردگی هستند. این نشانه‌ها معمولاً در ماه‌های پائیز و زمستان ظاهر می‌شوند، زمانی که تابش آفتاب کم است و معمولاً با فرا رسیدن بهار حال بیمار خوب می‌شود. دشوارترین ماه‌ها برای افراد مبتلا به SAD در ایالات متحده ژانویه و فوریه را نشانه رفته است. با تناوبی بسیار کمتر، بعضی از افراد SAD را در تابستان تجربه می‌کنند.

افسردگی فصلی

SAD چیزی فراتر از “اندوه زمستان” است.

نشانه‌ها می‌توانند باعث زجر و دست‌پاچگی فرد شده و زندگی روزمره را به چالش بکشند. اگرچه، این اختلال قابل درمان است. تقریباً 5 درصد از بالغین در ایالات متحده SAD را تجربه کرده و معمولاً در 40 درصد ایام سال به آن دچار بوده‌اند. این اختلال در بین زنان شیوع بیشتری دارد.

SAD با عدم تعادل‌های بیوشیمیایی در مغز مرتبط بوده و روزهای کوتاهتر و تابش نور کمتر آن را بدتر می‌کنند. با تغییر فصل‌ها، ما شاهد یک جابه‌جایی در ساعت زیستی درون بدن یا ریتم شبانه‌روزی هستیم که می‌تواند آن‌ها را از برنامه‌ی روزانه‌ی خود عقب بیاندازد. SAD در مردم ساکن دور از خط استوا شایع‌تر است؛ چون روزهای کوتاهتری در زمستان دارند.

نشانه‌ها و تشخیص

نشانه‌های شایع SAD شامل خستگی، حتی با خواب زیاد، و افزایش وزن مرتبط با بیش‌خوری و میل به کربوهیدرات‌هاست. نشانه‌های SAD می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و بسیار شبیه نشانه‌های افسردگی اساسی است؛ مثل:

  • احساس غم یا خلق‌وخوی سرکوب شده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت‌هایی که قبلاً لذتبخش بودند
  • تغییر در اشتها؛ معمولاً بیش‌خوری، میل به کربوهیدرات‌ها
  • تغییرات خواب؛ معمولاً خواب بیش از حد
  • از دست دادن انرژی یا افزایش خستگی با وجود افزایش ساعات خواب
  • افزایش فعالیت بیقرار (مثل نوشتن یا قدم زدن) یا کندی حرکات و گفتار
  • احساس بی‌ارزش یا گناهکار بودن
  • مشکل تمرکز یا تصمیم‌گیری
  • فکر کردن به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی

SAD می‌تواند در هر سنی شروع شود، اما معمولاً وقتی آغاز می‌شود که بیمار 18 تا 30 سال دارد.

افسردگی فصلی

درمان

SAD را می‌توان با چندین راه به طور مؤثری درمان کرد؛ از جمله نور درمانی، داروهای ضد افسردگی، گفتار درمانی یا ترکیبی از این‌ها.

در حالی که نشانه‌ها خودشان با تغییر فصل بهتر می‌شوند، با درمان می‌توان به آن سرعت بخشید.

نور درمانی

نور درمانی یعنی نشستن در مقابل جعبه نور درمانی که نور بسیار درخشانی از خود ساطع می‌کند (البته فرابنفش مضر را فیلتر کرده است).

نور درمانی معمولاً 20 دقیقه در روز به زمان نیاز دارد، که اول صبح در طول زمستان باید باشد. بیشتر افراد یک یا دو هفته پس از شروع نور درمانی متوجه تغییرات می‌شوند. به منظور پایدار ساختن فواید و جلوگیری از عود نشانه‌ها، درمان در طول زمستان ادامه می‌یابد. به‌خاطر بازگشت پیش‌بینی شده نشانه‌ها در اواخر پائیز، برخی افراد شاید برای پیشگیری نور درمانی را از اوایل پائیز شروع کنند.

گفتار درمانی، مخصوصاً رفتار درمانی شناختی، می‌تواند به طور کارآمدی SAD را درمان کند. مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) داروهای ضد افسردگی هستند که بیشتر از همه در درمان SAD استفاده می‌شوند.

برای برخی افراد، افزایش مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور خورشید به بهبود نشانه‌های SAD کمک می‌کند. برای مثال، وقت‌گذرانی در بیرون یا چینش منزل و دفتر به صورتی که بیشترین نور در روز دریافت شود. (اگرچه، قرار گرفتن در معرض اشعه‌ی فرابنفش خورشید می‌تواند خطر سرطان پوست را افزایش دهد. درباره‌ی خطرات و فواید آن با پزشک خود صحبت کنید).

مراقبت از سلامت کلی نیز می‌تواند کمک کند ورزش منظم، غذای سالم، خواب کافی و فعال و در ارتباط ماندن (مثل شرکت در کارهای داوطلبانه، فعالیت‌های گروهی و وقت گذراندن با دوستان و خانواده) می‌تواند کمک‌کننده باشد.

ورزش و افسردگی

اگر احساس می‌کنید نشانه‌های SAD را دارید، از یک متخصص آموزش دیده کمک بخواهید. درست مثل دیگر اشکال افسردگی، باید مطمئن شد که عارضه‌ی دیگری باعث به وجود آمدن نشانه‌ها نشده است.

تشخیص افتراقی SAD

SAD را می‌توان با کم‌کاری تیروئید، هیپوگلیسمی، مونونوکلوئز عفونی و سایر عفونت‌های ویروسی اشتباه گرفت؛ به همین دلیل ارزیابی کلیدی است. متخصص سلامت روان می‌تواند این عارضه را تشخیص داده و گزینه‌های درمانی را ارائه دهد. با درمان صحیح، SAD عارضه‌ای قابل مدیریت است.

افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی در طول بارداری و پس از تولد نوزاد

برای بیشتر زنان، مادر شدن موقعیتی هیجان‌انگیز، شادی‌آور و اغلب اضطراب‌آور است. با این حال، برای زنانی با افسردگی پیش یا پس از زایمان، این تجربه بسیار زجرآور و دشوار می‌شود. افسردگی پس از زایمان عارضه‌ای جدی اما قابل درمان است که با احساس غم شدید، بی‌تفاوتی ویا اضطراب، همراه با تغییرات در انرژی، خواب و اشتها همراه است. افسردگی پس از زایمان برای مادر و نوزاد خطر دارد.

افسردگی پس از زایمان

افسردگی قبل یا بعد از زایمان

زنان در طول بارداری هم می‌توانند دچار افسردگی شوند. افسردگی قبل یا بعد از زایمان به افسردگی در طول بارداری یا پس از تولد نوزاد اطلاق می‌شود. این یعنی افسردگی مرتبط با به دنیا آمدن نوزاد از دوران بارداری وجود داشته است.

تخمین زده می‌شود که یک زن از هر هفت زن سابقه‌ی افسردگی قبل یا بعد از زایمان را دارند.

بارداری و دوره‌ی پس از زایمان می‌تواند زمانی آسیب‌پذیر برای زنان باشد. مادران تغییرات بی‌اندازه‌ی زیستی، عاطفی، مالی و اجتماعی در این زمان تجربه می‌کنند. برخی زنان با افزایش خطر ایجاد مشکلات روانی روبه‌رو هستند؛ مخصوصاً افسردگی و اضطراب.

تا 70 درصد تمام مادران جدید “اندوه نوزاد” را تجربه می‌کنند، این عارضه‌ی کوتاه‌مدت با فعالیت‌های روزمره تداخلی ندارد و نیازمند توجهات پزشکی نیست.

افسردگی پس از زایمان

نشانه‌های این عارضه‌ی احساسی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

 گریه‌ی بدون دلیل، کج‌خلقی، بیقراری و اضطراب.

این نشانه‌ها یکی دو هفته ماندگارند و عموماً خود به خود و بدون نیازبه درمان از بین می‌روند.

افسردگی قبل یا بعد از زایمان با “اندوه نوزاد” فرق دارد؛ چون افسردگی از لحاظ روانی و جسمانی فرد را زمین‌گیر کرده و ممکن است ماه‌ها تداوم یابد. دریافت درمان برای مادر و فرزند حائز اهمیت است.

نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان

  • ضعف، خستگی
  • احساس غم، ناامیدی، بی‌یاوری یا بی‌ارزشی
  • دشواری در خواب/خواب بیش از حد
  • تغییرات در اشتها
  • دشواری در تمرکز/گیجی
  • گریه “بدون هیچ دلیل”
  • علاقه نداشتن به نوزاد، ارتباط برقرار نکردن با نوزاد یا احساس اضطراب درباره‌ی نوزاد
  • احساس مادر بد بودن
  • ترس از آسیب رساندن به نوزاد یا خود
  • از دست دادن علاقه یا لذت در زندگی

افسردگی پس از زایمان

زنی که با افسردگی دست به گریبان است معمولاً چند تا از این نشانه‌ها را دارد، و نشانه‌ها و شدت‌شان می‌توانند تغییر یابند. این نشانه‌ها می‌تواند به مادران جدید احساس جدا افتادن، گناه یا شرمندگی بدهد. برای تشخیص دادن افسردگی قبل یا بعد از زایمان، نشانه‌ها بایستی در عرض چهار هفته‌ی پس از زایمان آغاز شوند. اگرچه، نشانه‌های افسردگی در هر زمانی می‌توانند پدید آیند.

بسیاری از زنان مبتلا به افسردگی قبل یا بعد از زایمان نشانه‌های اضطراب را نیز تجربه می‌کنند. مطالعه‌ای به این نتیجه رسید که نزدیک به دو سوم زنان با افسردگی قبل یا بعد از زایمان، اختلال اضطرابی نیز دارند.

در عین حال که تست تشخیصی خاصی برای افسردگی قبل یا بعد از زایمان وجود ندارد، این عارضه کاملاً واقعی است و باید جدی گرفته شود. هر زن حامله یا مادر جدیدی که نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان را تجربه کند، باید به متخصص درمانگر مراجعه نماید. پزشک متخصص داخلی یا OB-GYN که به روانپزشک ارجاع می‌دهد. ارزیابی باشد شامل معاینه روانی و پزشکی برای رد سایر مشکلاتی که نشانه‌های مشابهی با افسردگی دارند. (مثل مشکلات تیروئیدی یا کمبود ویتامین).

  • در صورت وقوع موارد زیر باید با پزشک خود تماس بگیرید
  • در صورت تجربه‌ی نشانه‌هایدبالا برای بیشتر از دو هفته
  • در صورت داشتن افکار خودکشی یا فکر صدمه زدن به بچه
  • بدتر شدن افکار افسرده
  • مشکل در کارهای روزمره یا مراقبت از بچه 

افسردگی پس از زایمان 

چه کسی در خطر است؟

هر مادر جدیدی می‌تواند نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان یا دیگر اختالات خلقی را تجربه نماید. زنان در صورتی که قبلاً تجربه‌ی افسردگی یا اختلالات خلقی داشته باشند (یا اگر در خانواده کسی سابقه‌اش را داشته باشد) در خطر بالاتری قرار دارند، اگر علاوه بر حاملگی، تجربه‌ی وقایع ویژه‌ی استرس‌زا را در زندگی داشته باشند یا از پشتیبانی خانواده و دوستان برخوردار نباشند.

تحقیقات تغییرات سریع در هورمون‌های جنسی و استرس و سطوح تیروئید را در طول بارداری و پس از آن با اثرات قوی بر خلق و خو مرتبط دانسته و شاید به افسردگی قبل یا بعد از زایمان بیانجامد. عوامل دیگری که می‌تواند نقش داشته باشند عبارتند از تغییرات بدنی با حاملگی، تغییرات در روابط و کار، نگرانی درباره‌ی مادری و نبود خواب.

پدران: بارداری/تولد نوزاد و افسردگی

پدران جدید نیز می‌توانند نشانه‌های افسردگی قبل یا بعد از زایمان را تجربه نمایند. نشانه‌ها شامل خستگی و تغییرات در خورد و خواب است. 4 درصد از پدران در سال اول پس از تولد نوزاد دچار افسردگی می‌شوند. پدران جوان‌تر، پدرانی با سابقه‌ی افسردگی و پدرانی با مشکلات مالی با خطر بالاتری از افسردگی روبه‌رو هستند.

درمان

بسیاری از زنان شاید در سکوت رنج بکشند، مشکلات خود را به عنوان بخش عادی حاملگی در نظر گرفته و به آن توجهی نکنند و به دنبال درمان نروند. درمان افسردگی در طول بارداری ضروری است. آگاهی و درک بالاتر می‌تواند به پیامدهای بهتری برای زنان و فرزندانشان بیانجامد.

مثل بقیه انواع افسردگی، افسردگی قبل یا بعد از زایمان را می‌تواند با روان‌درمانی، دارو، تغییرات سبک زندگی و حمایت یا ترکیبی از این‌ها درمان کرد.

زنانی که حامله یا در دوره‌ی شیردهی هستند باید در مورد استفاده از ضد افسردگی‌ها با پزشک مشورت کنند. در کل، خطر نقایص تولد برای نوزادی که متولد نشده پائین است، و تصمیم باید بر اساس خطرات و منافع بالقوه اتخاذ گردد.

گزینه‌های دارویی ضد افسردگی در طول بارداری:

قرص ضد افسردگی

  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs): با پزشک خود در تماس باشید، ولی به یاد داشته باشید که برخی از SSRIs با یک مشکل ریوی نادر اما جدی در نوزادان تازه متولد (هیپرتانسیون ریوی پایدار) ارتباط دارند.
  • مهارکننده‌های بازجذب سروتونین و نوراپی‌نفرین (SNRIs)
  • بوپروپیون (Wellbutrin)
  • ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای (TCAs)

با درمان درخور، بیشتر نو مادران از شر نشانه‌هایشان خلاص می‌شوند. زنانی که افسردگی قبل و بعد از زایمان خود را درمان کرده‌اند باید درمان را حتی بعد از احساس بهبودی نیز ادامه دهند. اگر درمان زود متوقف شود، نشانه‌ها می‌توانند عود کنند.

کمک به خود و سازگاری

حمایت خانواده و دوستان، ملحق شدن به گروه حمایتی مادری و تغذیه و ورزش می‌توانند کمک کنند. پیشنهادهای دیگر برای کمک به کنار آمدن با افسردگی در بارداری شامل  استراحت کافی (خواب هنگام خواب نوزاد) و زمان خریدن برای ملاقات دوستان می‌باشد.

چگونه والدین، خانواده و دوستان می‌توانند کمک کنند

حمایت خانواده

حمایت قوی از طرف والدین، خانواده و دوستان بسیار مهم است.

در ادامه پیشنهادهای برای نحوه‌ی کمک به عزیزان آمده است:

علائم را بشناسید

شناسایی نشانه‌های افسردگی و اضطراب را یاد بگیرید و اگر علائم را دیدید، از او بخواهید تا به پزشک مراجعه کند.

به او گوش دهید

به او بفهمانید که می‌خواهید نگرانی‌هایش را بشنوید، “من متوجه شده‌ام که تو با خواب مشکل داری، حتی وقتی بچه می‌خوابد. چه چیزی در ذهنت می‌گذرد؟”

حمایت خود را نشان دهید. به او بفهمانید که تنها نیست و شما اینجا هستید تا کمک کنید. پیشنهاد کمک در کار خانه یا نگهداری از بچه هنگام استراحت مادر یا ملاقات او با دوستانش را امتحان کنید.

او را تشویق کنید که در صورت نیاز کمک بگیرد. او ممکن است احساس ناراحتی کند و نخواهد به دنبال کمک باشد. او را تشویق کنید با یک ارائه‌دهنده‌ی مراقبت‌های بهداشتی صحبت کند. برخی از اطلاعات در شرایط قبل و بعد از زایمان را با او به اشتراک بگذارید. پیشنهاد قرار ملاقات برای صحبت او با کسی را بدهید.

عوارض مربوطه در طول بارداری و پس از زایمان

اضطراب قبل و بعد از زایمان – با وجود تفاوت در ارزیابی‌ها، مطالعه‌ای اخیر به این نتیجه رسیده است که تقریباً 16 درصد زنان از یک اختلال اضطرابی در طول بارداری و 17 درصد در دوره‌ی قبل یا بعد از آن رنج می‌برند. پس از زایمان، برخی زنان با اضطراب شدید، همراه با ضربان قلب بالا، حس مصیبتی قریب‌الوقوع و ترس‌ها و عقده‌های غیرمنطقی روبه‌رو می‌شوند. احساس گناه و مقصر دانستن خود هنگام درست پیش نرفتن اتفاقات، نگرانی و احساس ترس شدید بدون دلیل خوب نشانه‌های اضطراب در دوره‌ی قبل یا بعد از زایمان هستند.

درمان ممکن است شامل دارودرمانی یا تراپی، به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر باشد.

اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) چیست؟

اختلال ملال پیش از قاعدگی

Young Woman with PMS

اختلال ملال پیش از قاعدگی یا PMDD، یک اختلال دوره‌ای و برپایه‌ی هورمون در خلق و خو است، که معمولاً شکلی ناتوان‌کننده از سندرم پیش از قاعدگی (PMS) در نظر گرفته می‌شود. در حالی که تا 85 درصد زنان تجربه‌ی PMS را دارند، بر اساس مطالعه‌ای در ژورنال روانپزشکی آمریکا، تنها نزدیک به 5 درصد زنان با PMDD تشخیص داده می‌شوند. PMDD در هر زمانی از سنین باروری زنان می‌تواند آغاز شود ولی به طور میانگین سن ظهور بیماری 26 سال است.

مثل PMS، نشانه‌های PMDD هم در اواخر فاز لوتئال چرخه‌ی قاعدگی (پس از تخمک‌گذاری) آغاز شده و به فاصله‌ی کوتاهی پس از فاز قاعدگی پایان می‌یابد. در حالی که بیشتر زنان در روزهای منتهی به قاعدگی هر چند وقت یک بار PMS دارند، ولی این نشانه‌های دیسترس بالینی خاصی ایجاد نکرده و بر روی توانایی ادامه‌ی کارهای روزمره تأثیر نمی‌گذارد.

اگرچه، برای زنان با PMDD، مشکلات شدیدتر مرتبط با PMS – مخصوصاً آن‌هایی که روانی هستند – آن‌ها را از کارهای روزمره‌ی خود بازمی‌دارد.

این نشانه‌های روانی شامل افسردگی، افکار خودکشی، اضطراب، کج‌خلقی و تنش است. این نشانه‌ها لزوماً در هر سیکل اتفاق نمی‌افتد، اما در بسیاری از چرخه‌ها حاضر است. شاید بعضی ماه‌ها بدتر باشد.

اختلال ملال پیش از قاعدگی

ظهور PMDD در هر زمانی پس از اولین پریود زنان می‌تواند آغاز شود، با این حال، بسیاری از زنان بدتر شدن نشانه‌ها را با نزدیک شدن به یائسگی گزارش می‌کنند. پس از یائسگی و در طول بارداری، نشانه‌ها دیده نمی‌شوند، ولی به یاد داشتن این که زنان مبتلا به PMDD خطر بالایی برای افسردگی پس از زایمان دارند، حائز اهمیت است.

 

دلایل PMDD

تحقیقات روانشناسی برای تعیین علت دقیق PMDD هنوز جریان دارد، ولی حساسیت بیشتر به نوسانات سطوح نرمال استروژن و پروژسترون در زنان مبتلا به این اختلال عامل نشانه‌های پیش‌قاعدگی مطرح شده است.

اختلال ملال پیش از قاعدگی

ریسک فاکتورها

  • محیطی استرس، سابقه‌ی ترومای بین فردی و تغییرات فصلی همگی جزو عوامل محیطی مرتبط با وجود اختلال ملال پیش از قاعدگی است.

  • ژنتیک در عین حالی که وراثت اختلال ملال پیش از قاعدگی ناشناخته است، تخمین زده می‌شود که نشانه‌های پیش قاعدگی در کل 50 درصد به ارث برسند.

  • متغیرهای چرخه قاعدگی بر اساس DSM-5، زنانی که از ضد بارداری‌های خوراکی استفاده می‌کنند، شاید عوارض پیش از قاعدگی کمتری نسبت به سایرین داشته باشند.

نشانه‌های PMDD

برای رسیدن به تشخیص PMDD، یک زن باید نشانه‌ها را در بیشتر چرخه‌های قاعدگی سال گذشته تجربه کرده باشد و این نشانه‌ها باید اثر ناسازگاری روی کار و عمکرد اجتماعی او گذاشته باشند.

در عین حالی که نشانه‌های مرکزی مرتبط با خلق و خو و اضطراب هستند، نشانه‌های رفتاری و بدنی نیز اتفاق می‌افتند. ذکر این نکته ضروری است که وجود نشانه‌های رفتاری و بدنی در نبود نشانه‌های خلقی و/یا اضطرابی برای رسیدن به تشخیص کافی نیست.

در اکثر موارد، حداقل پنج مورد از نشانه‌های زیر باید در هفته‌ی پیش از پریود وجود داشته باشد که در طول روزهای پس از آن بهبود می‌یابد و در هفته‌های آتی به حداقل می‌رسد:

  • نوسانات خلقی
  • کج‌خلقی یا عصبانیت یا افزایش درگیری‌های بین فردی
  • خلق دپرس، احساسات ناامیدی یا افکار نارضایتی از خود
  • اضطراب، تنش و/یا احساس نگرانی
  • کم شدن علاقه در فعالیت‌های معمول
  • دشواری در تمرکز
  • نبود واضح انرژی
  • تغییر در اشتها
  • پرخوابی یا بی‌خوابی
  • حس دست‌پاچگی یا خارج شدن از کنترل
  • نشانه‌های جسمی مثل دردناکی یا تورم سینه، درد مفصل یا عضلات، حس نفخ یا افزایش وزن

اختلال ملال پیش از قاعدگی

تشخیص

فرد بالینی باید تعیین نماید که نشانه‌ها صرفاً حالت تشدید شده اختلال دیگری، مثل افسردگی یا اختلال پانیک نباشند و نمی‌توان آن‌ها را به اثرات سوءمصرف مواد نسبت داد.

این نشانه‌ها باید با امتیازدهی‌های روزانه‌ی آینده‎‌نگر برای حداقل دو چرخه تأیید شوند.

تفاوت بین PMS و PMDD چیست؟

PMS عارضه‌ی جدی‌ای نسبت به PMDD نیست؛ چون در کل با عملکردهای روزانه تداخل ندارد و شدت نشانه‌ها کمتر است. برای تشخیص PMDD حداقل وجود  پنج نشانه الزامی است.

فراتر از این، با این که زنان شاید نوسانات خلقی در روزهای قبل پریود تجربه کنند، ولی نشانه‌های روانی PMDD، مثل افسردگی شدید، اضطراب و افکار خودکشی مرتبط با PMS نیست.

چندابتلایی

با این که یک زن در صورت تجربه‌ی بدتر شدن نشانه‌های اختلال روانی دیگر در حوالی خونریزی، با PMDD تشخیص داده نمی‌شود، ولی اگر فرد نشانه‌های PMDD را که به طور واضحی متفاوت از سایر نشانه‌ها به عنوان قسمتی از اختلال روانی دیگر هستند، تجربه کند، باید PMDD را هم مد نظر قرار داد.

افسردگی در سنین پیری

افسردگی سالمندان

افسردگی اغلب در افراد مسنی رخ می‌دهد که از سایر عوارض و معلولیت‌ها رنج می‌برند. افسردگی می‌تواند به سراغ سالمندان نیز بیاید، ولی بخش عادی روند پیری نیست. در حالی که بیشتر افراد اپیزودهای غمگین را در زندگی خود تجربه می‌کنند، ولی افسردگی قابل درمان است.

شیوع افسردگی در سنین بالا

بر اساس مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها (CDC)، افسردگی قریب به 1-5 درصد از جمعیت عمومی سالمندان، 13.5 درصد از سالمندان تحت مراقبت در خانه و 11.5 درصد بیمارستان‌های سالمندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بزرگسالان سالمند در خطر تشخیص اشتباه و نبود درمان هستند؛ چون برخی از نشانه‌های آنان می‌تواند مسئل مرتبط به سن را تقلید کند. نشانه‌ها همچنین می‌توانند به غلط به سایر بیماری‌ها، داروها یا تغییرات در زندگی نسبت داده شوند.

بیماران سالمند همچنین نسبت به حرف زدن درباه‌ی احساسات خود بی‌میلند و این که نشانه‌های جسمی می‌تواند علامتی از افسردگی باشد را درک نمی‌کنند. برای سالمندان زندگی مستقل و جدا از همه کمک گرفتن را سخت می‌کند.

نشانه‌های افسردگی در بزرگسالان سالمند

مشخصه‌ی لازم اپیزود افسردگی اساسی دوره‌ای حداقل دو هفته‌ای از تجربه‌ی خلق دپرس (بیشتر طول روز، یا تمام آن) یا از دست دادن علاقه یا لذت در تقریباً تمام فعالیت‌هاست. در صورتی که به شکل مداوم تعداد زیادی از نشانه های زیر را دارید مراجعه به مشاور و روانشناس یا در موارد حادتر روانپزشک ضروری است. بر اساس انجمن روانپزشکی سالمندان آمریکا، شایع‌ترین نشانه‎های افسردگی در سالمندان عبارتند از:

  • اندوه مداوم
  • احساس کندی
  • نگرانی‌های بیش از حد درباره‌ی مشکلات مالی و بهداشتی
  • گریه‌های متناوب
  • احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی
  • تغییر وزن
  • قدم زدن یا حرکت بدن از روی نگرانی
  • دشواری در خواب
  • دشواری در تمرکز
  • شکایت‌های سوماتیک (درد جسمی غیر قابل توجیه یا مشکلات گوارشی)
  • ترک فعالیت‌های اجتماعی

عوارض پزشکی و افسردگی

افسردگی سالمندان

مشکلات پزشکی، شامل عوارض مزمن، می‌تواند نشانه‌های افسردگی را در بیماران سالمند تحریک کرده یا شدت بخشد. هر عارضه‌ای، مخصوصاً آن‌هایی که دردناک، ناتوان‌کننده یا تهدیدکننده‌ی حیات هستند، می‌تواند منتج به نشانه‌های افسردگی شود:

  • سرطان
  • بیماری پارکینسون
  • سکته مغزی
  • بیماری قلبی
  • لوپوس دیابت
  • زوال عقل و آلزایمر
  • اسکلروز چندگانه (MS)
  • دارو درمانی و افسردگی

افسردگی سالمندان

برخی داروها با افسردگی در سالمندان ارتباط دارند. این داروها عبارتند از: داروهای قلبی‌عروقی، شیمی‌درمانی، داروهای ضد جنون، ضد اضطراب‌ها و مسکن‌ها، ضد صرع‌ها، ضد التهاب/عفونت‌ها، محرک‌ها، داروهای هورمونی و سایر داروها.

بیماران مسنی که نشانه‌های افسردگی در زمان مصرف این داروها دارند بایستی آن را بلافاصله به پزشک خود اطلاع دهند.

افسردگی و زوال عقل

افسردگی و زوال عقل چندین نشانه‌ی مشترک دارند که تمایز بین این دو را دشوار می‌سازد. چگونگی بروز نشانه‌های شایع در هر کدام از این اختلالات یاریگر است.

افسردگی

رکور ذهنی سریع است

بیماران می‌توانند تاریخ، زمان و مکان را به درستی بگویند

بیماران در تمرکز مشکل دارند

مهارت‌های زبانی و حرکتی کند ولی نرمال است

بیماران متوجه مشکلات حافظه و گیجی شده و درباره‌ی آن نگران اند

زوال عقل

رکود ذهنی آهسته است

بیماران گیج و دیس‌اورینته شده و شاید گم شوند، تاریخ‌ها را اشتباه کنند و یا ندانند کجا هستند

بیماران در حافظه‌ی کوتاه‌مدت مشکل دارند

مهارت‌های نوشتاری، گفتاری و زبانی مختل شده

بیماران به نظر نمی‌آید متوجه مشکلات حافظه‌ی خود شده یا نگران آن باشند

درمان افسردگی در بیماران سالمند

درمان کارآمد افسردگی در بزرگسالان سالمند می‌تواند نیازمند بیش از یک روش باشد.

افسردگی سالمندان

روان‌درمانی: گفتار درمانی مداوم می‌تواند منبع پشتیبان خوبی برای بیماران مسن باشد. درمان کوتاه مدت با تمرکز بر راه‌حل (رفتار درمانی شناختی) می‌تواند در کمک به بیماران مسن برای از بین بردن الگوهای فکر و رفتار که به ایجاد نشانه‌های افسردگی کمک کرده‌اند، مؤثر باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که تعدیل سلامت جسمی و باورهای مذهبی/معنوی پیامدهای درمان را بهتر می‌کند.

گروه‌های حمایتی: گروه‌هایی که برای مرتبط کردن سالمندان دارای تجارب مشابه (افسردگی، عوارض پزشکی و سوگ عزیزان) تشکیل شده‌اند، برای ایجاد حمایت اجتماعی و فراهم آوردن فضایی امن برای حرف زدن مفید هستند.

دارو درمانی: ضد افسردگی‌ها می‌توانند برای تسکین نشانه‌های افسردگی تجویز شوند. ضد افسردگی‌ها می‌توانند عوارض جانبی جدی داشته باشند، و بیماران مسن نسبت به دارو حساس اند. دارو درمانی باید به طور دقیق پایش شود.

تغییرات سبک زندگی: ورزش روزانه، عادت‌های غذایی سالم، و افزایش دریافت حمایت اجتماعی همگی در کمک به بیماران سالمند با افسردگی اهمیت دارند.

اعضای دوستان و خانواده می‌توانند با انجام کارهای زیر کمک کنند:

حمایت خانواده

  • برنامه‌ریزی نشست‌های گروهی
  • ملاقات‌های هفتگی
  • کمک کردن برای رفتن به قرار با پزشک
  • آشپزی و نگه داشتن غذای سالم
  • ایجاد سیستمی برای مصرف صحیح داروها

 

خطر خودکشی

خطر خودکشی

همواره خطر خودکشی با اختلال افسردگی اساسی وجود دارد. بر اساس آخرین اطلاعات (2015)، دومین نرخ بالای خودکشی در ایالات متحده (19.4) متعلق به افراد 85 ساله یا بالاتر است. بالاترین نرخ (19.6) بین بزرگسالان 45 تا 64 ساله است. با این که سابقه‌ی تلاش یا اقدام به خودکشی بزرگ‌ترین ریسک فاکتور محسوب می‌شود، ولی تکمیل‌ترین خودکشی‌ها مؤخر به اقدام‌های ناموفق نیستند. اگر یک بیمار سالمند هر کدام از علائم افکار یا رفتار خودکشی را نشان داد، مهم است که بلافاصله به او کمک شود.

اختلال افسردگی دائم (دیس‌تایمیا)

اختلال افسردگی دائم

افراد مبتلا به دیستایمیا خلق خود را غمگین توصیف می‌کنند و انگار همیشه “کشتی‌هایشان غرق شده است”؛ ولی دیستایمیا چیزی فراتر از احساس غمگینی ساده است.

دیستایمیا شکل مزمنی از افسردگی است که می‌تواند باعث شود افراد علاقه‌ی خود را در فعالیت‌های روزانه از دست بدهند، اعتماد به نفس پائین‌تری داشته باشند و در کل احساس کنند چیزی کافی نیست، ناامید باشند و بهره‌وری‌شان پائین بیاید. با توجه به ذات مزمن دیستیمیا، این احساسات می‌تواند برای سال‌ها طول کشیده و به طریق منفی روی روابط، اشتغال، تحصیل و سایر فعالیت‌های روزمره تأثیر بگذارد.

در عین حالی که خلق دپرس در دیستایمیا به شدت اختلال افسردگی اساسی نیست، ولی تشخیص دیستیمیا نیازمند تجربه‌ی ترکیبی از نشانه‌های افسرده برای دو هفته یا بیشتر می‌باشد.

مطابق با مؤسسه‌ی ملی سلامت روان (NIMH)، دیستایمیا تقریباً 1.5 درصد جمعیت بزرگسال را در ایالات متحده تحت تأثیر قرار می‌دهد. 49.7 درصد این موارد “شدید” در نظر گرفته شده و میانگین سنی پدیداری بیماری 31 سالگی است.

دیستایمیا می‌تواند کودکان و نوجوانان را نیز درگیر کند. اطلاعات NIMH نشان می‌دهد که اختلالات دپرسیو (اختلال افسردگی اساسی یا دیستایمیا) تقریباً 11.2 درصد 13 تا 18 ساله‌ها را در برخی مراحل زندگی متأثر می‌سازد، و این که دختران با احتمال بیشتری نسبت به پسرها دچار اختلال دپرسیو می‌شوند.

اختلال افسردگی دائم

دلایل دیستایمیا

عامل دقیق دیستایمیا معلوم نیست، ولی مثل اختلال افسردگی اساسی، این اختلال هم شاید شامل بیشتر از یک دلیل باشد که تعدادی از آن‌ها را برمی‌شماریم:

شیمی مغز  شماری از نواحی مغزی در دیستایمیا دخیل دانسته شده است

ژنتیک  داشتن خویشاوند درجه‌ی یک با اختلال دپرسیو خطر را بالا می‌برد

وقایع محیطی/زندگی از دست دادن والدین در کودکی، رخدادهای تروماتیک مثل فقدان، مشکلات مالی و سطوح بالای استرس می‌توانند محرک دیستیمیا باشند.

خصوصیات شخصیتی که شامل منفی‌بافی – اعتماد به نفس پائین، منفی‌نگر، خودمنتقد و وابسته به دیگران

سابقه‎ی دیگر اختلالات روانی.

 

نشانه‌های دیستایمیا

اختلال خلقی دیستایمیا

مشخصه لازم دیستایمیا خلق دپرسی است که بیشتر روزها، به مدت حداقل دو سال برای بزرگسالان و یک سال برای کودکان و نوجوانان برقرار است.

نشانه‌های دیستیمیا می‌تواند با گذشت زمان بیاید و برود، و شدت این نشانه‌های شاید تغییر یابد، اما در کل برای بیش از دو ماه در یک زمان ناپدید نمی‌شوند.

نشانه‌های دیستایمیا عبارتند از

  • اشتهای کم یا پرخوری
  • از دست دادن علاقه در فعالیت‌های روزمره
  • بی‌خوابی یا پرخوابی
  • انرژی پائین یا خستگی
  • اعتماد به نفس پائین، انتقاد از خود یا احساس بی‌قابلیتی
  • تمرکز ضعیف یا دشواری در تصمیم‌گیری
  • احساس ناامیدی
  • کاهش فعالیت و/یا بهره‌وری
  • جداماندگی اجتماعی
  • کج‌خلقی یا عصبانیت
  • غمگینی
  • احساس گناه
  • در کودکان، خلق دپرس و کج‌خلقی اغلب نشانه‌های اولیه هستند.

درمان دیستایمیا

به خاطر مزمن بودن نشانه‌ها، این افراد برخی اوقات احساس غمگینی مدام را جزوی از زندگی تلقی می‌کنند. اگر نشانه‌های دیستایمیا را دارید، جستجوی درمان مهم می‌شود.

اولین قدم مهم یک معاینه‌ی بدنی برای رد هر عامل پزشکی بالقوه برای نشانه‌هاست. یادداشت کردن نشانه‌ها برای چند هفته می‌تواند به درک پزشک از چگونگی تأثیر نشانه‌ها بر زندگی روزمره‌ی شما کمک کند.

دو درمان اصلی دیستایمیا شامل دارو درمانی و روان‌درمانی است، اما برنامه درمانی شما به عواملی مثل شدت نشانه‌ها، ترجیحات شما، توانایی تحمل داروها و درمان‌های سابق روانی بستگی دارد. برای کودکان و نوجوانان، روان‌درمانی اولین پیشنهاد است.

دارو درمانی

انواع ضد افسردگی‌ها که معمولاً برای درمان دیستایمیا استفاده می‌شوند از این قرارند:

  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)
  • ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای
  • مهارکننده‌های بازجذب نوراپی‌نفرین و سروتونین

کسب اطلاعات دقیق از پزشک درباره‌ی عوارض جانبی بالقوه‌ی دارودرمانی و بحث درمورد سابقه‌ی افکار و اقدام به خودکشی مهم است. با این که داروهای ضد افسردگی می‌توانند موجب عوارض جانبی ناخوشایند برای برخی‌ها شوند، ولی شما نیاز هرگز مصرف این داروها را به یکبار قطع کنید. همیشه قبل از تغییر در مصرف این داروها با پزشک مشورت کنید.

روان‌درمانی

گفتاردرمانی، یا مشاوره در کل شکلی از درمان دیستیمیا با صبحت کردن راجع به به نشانه‌ها و نحوه‌ی تأثیر آن‌ها بر زندگی‌تان با درمانگر است. فوائد زیادی در روان‌درمانی وجود دارد:

مدیریت بحران یا نشانه

  • شناسایی محرک‌هایی که به ایجاد دیستایمیا کمک می‌کنند و کنار آمدن با آن‌ها
  • شناسایی باورهای منفی و جایگزینی آن‌ها با باورهای مثبت
  • یادگیری مهارت‌های حل مسئله‌ی تطابقی
  • جستجوی راه‌های ایجاد روابط مثبت با دیگران
  • بهبود اعتماد به نفس
  • یادگیری هدف‌گذاری و رسیدن به آن‌ها

انواع مختلفی از روان‌درمانی وجود دارد، و بسیاری از افراد ترکیبی از درمان‌ها را نیاز دارند. با درمانگر روانی خود درباره‌ی گزینه‌های زیر حرف بزنید:

  • رفتار درمانی شناختی (CBT)
  • خانواده درمانی
  • گروه درمانی
  • گفتار درمانی در جهت فرآیند
  • تغییرات سبک زندگی
  • هر برنامه‎ی درمانی برای دیستیمیا بایستی شامل تغییرات سالم در سبک زندگی باشد:
  • الگوهای سالم خواب
  • ورزش روزانه
  • تغذیه
  • کمک با مهارت‌های زندگی در صورت نیاز

سبک زندگی سالم

در عین حال که “علاجی” برای اختلالات دپرسیو وجود ندارد، افراد مبتلا به دیستایمیا می‌توانند شاد و پربار زندگی کنند. نشانه‌ها می‌تواند با گذشت زمان تغییر یابد، اما ایجاد سیستم حمایتی مستحکم و دنبال کردن کمک حرفه‌ای در مسیر شما برای بازتوانی یا نجات از غم، منفی‌نگری یا گله‌مندی کمک خواهد کرد.

شادی و غم

نویسنده: میترا سیفان

 


معرفی بهترین رواندرمانگران اختلال افسردگی

در ادامه این مطلب، شما را با جمعی از بهترین رواندرمانگران و روانشناسان در زمینه درمان افسردگی در سراسر کشور آشنا میکنیم:

لیست روانشناسان شیراز
نام و نام خانوادگی  آدرس

زینب ابراهیمی

بلوار وکیل آباد – ابتدای هفت تیر – پلاک 1 – واحد 2 – مرکز مشاوره و روان درمانی تحلیلی روان پژوه
   
لیست روانشناسان قزوین
نام و نام خانوادگی  آدرس

دکتر اعظم هاشمی

قزوین – چهارراه فلسطین – به طرف خیام شمالی – روبروی بازیگاه تخصصی خانه شادی – ساختمان 478 – طبقه 1 – مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره بهروان

حافظ عطاپور

 قزوین – چهارراه فلسطین – به طرف خیام شمالی – روبروی بازیگاه تخصصی خانه شادی – ساختمان 478 – طبقه 1 – مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره بهروان

 

لیست روانشناسان اصفهان
نام و نام خانوادگی  آدرس

معصومه مظلوم قاضیانی

اصفهان – خیابان شیخ صدوق شمالی – هفت دست شرقی – بن بست نمکدان – پلاک 203

دکتر نغمه خدامی

 اصفهان – خیابان آبشار دوم – نرسیده به پل غدیر – روبروی تقاطع دوم – مرکز مشاوره پدیده آبشار
لیست روانشناسان تهران
نام و نام خانوادگی  آدرس

مسلم هادلی

میدان انقلاب – خیابان دوازدهم فروردین – خیابان شهدای ژاندارمری – روبروی اداره پست – پلاک ۱۲۴ – واحد ٣ – مرکز مشاوره سامانضلع شمالی میدان ولیعصر – خیابان ملایی – پلاک ۷ – واحد ۱۵ – کلینک تلاش

دکتر الهه مهرمنش

خیابان شریعتی – بین دو راهی قلهک و یخچال – ساختمان پزشکان 1365 – طبقه همکف – واحد 2


‎پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

‎یک فکر در “افسردگی چیست؟ نشانه ها، علائم و راه های درمان انواع افسردگی