عوامل موثر بر شکوفایی استعدادها و موفقیت فرزندان (کسب مهارت های ده گانه زندگی)


عوامل دخیل در موفقیت فرزندان

چگونه فرزند موفقی داشته باشم؟

در فصل بازگشایی مدارس، یکی از دغدغه های اصلی والدین کسب موفقیت های تحصیلی فرزندان و رشد و پیشرفت آنها با بهره گیری حداکثری از توانمندی ها و استعدادهای منحصر به فرد شان است. 

در این مقاله، روانشناس پزشک خوب، خانم شهرزاد خادم شما را با مفهوم موفقیت و مهارت های لازم جهت داشتن زندگی موفق به ویژه در نوجوانان آشنا می‌کند.

فرزند موفق

تعریف موفقیت

قرن حاضر قرن دگرگونی های وسیع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. قرن تحولات عمیق و پر دامنه.

در قرن بیست و یک؛ تعاریف متعددی برای موفقیت، انسان موفق، راه های رسیدن به موفقیت و چگونگی بهره گرفتن از حداکثر پتانسیل افراد به منظور شکوفا شدن استعدادهایشان و داشتن زندگی آرام و سعادتمند و در عین حال پویا ترسیم شده است. 

تکثر این تعاریف و راه های دستیابی به آنها موجب سردرگمی والدینی شده که دغدغه مهمشان توانمندسازی فرزندشان بر اساس علایق و استعدادها و شرایط موجود است.

برای مفهوم موفقیت نمی‌توان یک تعریف و فرمول واحد تعبیه کرد و به افراد تضمین داد که این مسیر به قله آمال و آرزو هایشان منتج می‌شود.

البته یک نکته بسیار مهم را نباید از نظر دور داشت، آن هم نگاه جامعه و تعریفی که از افراد موفق دارد.

قضاوت جمع و تأثیری که بر فرد می‌گذارد، می‌تواند باعث ایجاد سردرگمی و آشفتگی در تصمیم گیری های آتی فرد شود. همان طور که آلبرت بندورا روانشناس حوزه یادگیری در باب موفقیت می‌گوید:

“مفهوم و معیارهای موفقیت در جامعه چنان گنگ و مبهم تعریف شده که انسان ها را وادار می‌کند از روی نگاه و قضاوت دیگران حدس بزنند آیا موفق هستند یا نه!”

همان طور که ذکر شد؛ فزونی منابع و تعاریفی که بعضاً مغایر هم هستند، همین طور مبهم و ناگویا بودن آنها سبب ایجاد سردرگمی در والدین می‌شود. همچنین در راهبردهای بلندمدت، نهادهای آموزشی نتوانسته اند، به سیستم آموزش براساس تعریف و نیازهای انسان قرن امروز کمک کنند.

حوزه های مختلف موفقیت 

شاید لازم است در ابتدا ما به بررسی فاکتورهایی که در موفقیت افراد در زندگی (اجتماعی، علمی، اقتصادی، فرهنگی) اهمیت ویژه ای دارند و در جهان امروز بر سر آنها اتفاق نظر وجود دارد، بپردازیم.

برای کسب موفقیت، توانایی های یک انسان را نباید به یک حوزه خاص تقلیل داد.

بسیارند افرادی که به مدارج بالای علمی رسیده اند و از نظر ما فرد موفقی محسوب می‌شوند اما خود فرد اینگونه فکر نمی‌کند و خلاءهای بسیاری را در زندگی احساس می‌کند.

عناصری که تآأثیرات بنیادینی در شکوفایی فرد در تمامی جنبه ها و جامعه ای که در آن زندگی می‌کند دارند و اتفاق نظر بسیاری از روانشناسان، جامعه شناسان و محققان حوزه پژوهش انسانی را با خود به همراه دارند.

همان طور که سازمان جهانی بهداشت بر آن تآکید می‌کند، این عناصر شامل کسب مهارت هایی است که فرد در تمام سطوح و دوره های زندگی برای نیل به اهدافی که مدنظر دارد و همین طوربرای حل موانع زندگی به آنها نیازمند است.

همان گونه که خواندن و نوشتن از ضروریات غیرقابل اجتناب انسان محسوب می‌شوند، برخورداری از این مهارت ها که به “مهارت های دهگانه زندگی” معروفند، در عصر ماشینی و تکنولوژیکی امروز اجتناب ناپذیر هستند.

مهارت های ده گانه دخیل در موفقیت (مهارت های ده گانه زندگی)

  1. توانایی حل مسئله
  2.  تصمیم گیری
  3. مهارت خودآگاهی
  4. مهارت همدلی
  5. مهارت ارتباط موثر
  6. مهارت رابطه بین فردی
  7. مهارت کنترل هبجان ها 
  8. مهارت کنترل استرس 
  9. مهارت تفکر نقادانه 
  10. مهارت تفکر خلاق

و مهارت های دیگر در دستیابی به موفقیت های فردی، اجتماعی و تحصیلی تأثیرات عمیقی دارند.

تأثیر آموزش مهارت های ده گانه بر موفقیت افراد

بالا رفتن سطح خودآگاهی و شناختی که فرد از خود، استعدادها و توانمندی هایش دارد، منجر به پذیرش مسئولیت انتخاب هایش و تغییر در نگرش، بالا بردن میزان حس ارزشمندی و بالا رفتن سطح بهداشت روانی فرد و … می‌شود.

چرا موفق شدن تا این اندازه با اهمیت است؟

در تبیین چرایی این نوع نگاه امروز در جهان و تأکیدش بر توسعه همه جانبه ظرفیت های انسان می‌توان گفت که رشد بعضی از عوامل مثل موفقیت در تحصیل و شغل به قدری پررنگ شدند که موجب به حاشیه رفتن جنبه های دیگر رشد انسان شدند و این تصور اشتباه را به وجود آوردند که ما می‌توانیم ساختمانی بسازیم بدون آنکه به پی و استحکام آن توجه کنیم.

عوامل مهم دخیل در موفقیت فرزندان، که عموما نادیده می‌گیریم:

زمانی ما می‌توانیم بگوییم فردی رشد کرده که این رشد همه جانبه باشد نه فقط در موارد خاص.

و نکته مهم دیگر این است که نمی‌توان فرد را از بافت جامعه جدا کرد و انتظار موفقیت و زندگی مطلوب برای آینده فرد داشت.

بی توجهی به این عوامل برای افراد در حوزه های مختلف به طور مثال زندگی اجتماعی، شغلی، شخصی مشکلات عدیده ای را به وجود می‌آورد. 

فرزند ما در بستر جامعه رشد می‌کند. از جامعه با تمام فاکتورهای مثبت و منفی اش تأثیر می‌گیرد و همین طور بر محیطش اثر می‌گذارد. همان طور که از نام جامعه برمی‌آید، فرزند ما با گروهی بزرگ متشکل از خرده گروه های بسیار و متفاوتی روبرو و در تعامل با آنهاست.

زمانی که ما در باب موفقیت فرزندمان برنامه ریزی می‌کنیم، عاملی بدین مهمی را در نظر نمی‌گیریم و پیوستگی ای که بین محیط و فرد برقرار است را نادیده می‌گیریم.

آسیب این نگرش آنجاست که افراد نسبت به محیط زندگی و جامعه شان تعهد و احساس مسئولیتی نمی‌کنند و در آخر موجب می‌شود آن تعامل سالم و دوطرفه ای که لازم است، بین افراد برقرار نمی‌شود. فراموش نکنیم زمانی ما می‌توانیم مدعی باشیم نسلی موفق، خلاق و توانمند را آموزش داده ایم که این نسل بتواند هم در سطح زندگی فردی و هم بین فردی متعهد و مسئولیت پذیر باشد و بتواند ارتباط صمیمانه و موثر در روابط اجتماعی را ایجاد و حفظ کند.

در سطح تحصیلی و شغل نیز برحسب میزان پتانسیل، استعداد و توانایی و همین طور علایقی که دارند انتخاب های مناسبی داشته باشد. و در مواجه با موانع بتواند به حل مشکلات بپردازد و تغییرات بنیادینی در جامعه و محیطی که در آن زندگی می کند ایجاد کند و از همه ظرفیت های فردی و اجتماعی بر اثرگذاری هرچه بیشتر بهره ببرد.

نویسنده: شهرزاد خادم – روانشناس

‎پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *