با همسر خودشیفته چه برخوردی داشته باشیم؟

توسط میترا سیفان
این مقاله توسط میترا سیفان ترجمه شده است.

زندگی با یک خودشیفته! چگونه با او برخورد کنم؟

احتمالا همه ما یک نفر را می‌شناسیم که خودر را خیلی قبول دارد و دیگران را دست پایین فرض میکند و حقی برای اطرافیان خود قائل نیست. چنین شخصی به نظر آدم وحشتناک و غیرقابل تحملی میرسد.

زندگی کردن با یه شخص خودشیفته میتواند به‌شدت ناامید کننده باشد.

در مقاله قبلی راجع به اختلال شخصیت خودشیفته و راهکارهای درمانی صحبت کردیم. در این مقاله قصد داریم چند تکنیک رفتاری در مواجهه با چنین افرادی را به اطرافیان فرد خودشیفته آموزش دهیم.

اختلال شخصیت خودشیفته، یکی از انواع اختلالات شخصیت است.

میتوان گفت همه انسان‌ها درصدی خودشیفته هستند، اما آنچه از آن به عنوان اختلال شخصیتی خودشیفتگی نام می‌برند، به مواردی گفته می‌شود که درصد خودشیفتگی بیش از حد معمول باشد.

 

علائم فرد خودشیفته:

  • شخص خودشیفته خود را استثنایی و منحصر به فرد می داند. مثلا: نام او، بهترین اسم است، زمان تولدش بهترین، شهر یا محلهء تولد ش جایگاه خاص تاریخی دارد و ۵۰۰ سال قبل فرد مهمی در آنجا متولد شده است.
  • توقع دارد دیگران او را استثنایی بدانند، ورودش به مهمانی باید کاملا محسوس باشد.
  • فکر می کنند همیشه حق با آنهاست. دیگران باید نظر آنها را در مورد رنگها و طعمها بپذیرند و باید به حقانیت او اعتراف کنند.
  • علاقه عجیبی دارند که مورد ستایش و پرستش قرار گیرند. تملق و چاپلوسی (حتی دروغ و زشتش) را دوست دارد.
  •  معتقد است که باید با افراد مهم و معروف در ارتباط باشد. از خانه ای که نزدیک خانه افراد مهمی بوده صحبت می کند. داشتن رابطه با افراد مهم برایش بزرگی می آورد، و برعکس. اگر ناچار به رابطه با افراد سطح پایین جامعه داشته باشد، آنرا مخفی می کند.
  • انتظار دارد همه قدر او را بدانند و از کاری که کرده تعریف کنند و همه از آن با خبر باشند. اگر مادر یا پدر بوده، فرزندان باید از خوبی های او بگویند.

  • برای همه چیز توضیح و توجیه دارد. توان این را دارد که با وجود اینکه کاری بد و غلط کرده، آن را  آنقدر بپیچاند که به نوعی خوب جلوه دهد.

  • سعی دارد که همیشه جالب و جذاب باشند. جذابیت در آرایش، بیان خود، برخوردشان، کاربرد لغات و کلماتشان میشود دید.

  • ترس عجیبی از عادی دیدن و معمولی بودن خود دارند. از انسانهای عادی و معمولی بدشان می آید.

  •  چیزهای ناقص و ناکامل را بد و غلط می دانند. اعتقاد دارند: یا مهمانی نده، یا جوری بده که زبانزد همه شود. نباید کاری کرد، مگر اینکه بهترین باشد. نوعی کمال پرستی دارند. نسبت به بعضی کارها وسواس شدیدی پیدا می کنند و وقت و نیروی شدیدی صرف آن می کنند.
  • در مورد موفقیتهای داشته و نداشته خود بسیار اغراق می کنند. چنین و چنان بوده اند و در بین دوستان چنین جایگاهی داشته اند و ….

اگر قادر نیستید که فرد خود شیفته را از زندگیتان حذف کنید، بهتر است یاد بگیرید چطور با چنین شخصیتی رفتار کنید.

با انجام دادن مهارت‌های زیر هم اعتماد به نفس شما را تقویت خواهد شد و هم سلامت روان خود راحفظ خواهید کرد.

شوهر خودشیفته زن خودشیفته همسر خودشیفته

نکته جالب توجه

 افراد خودشیفته در عین حال هم می‌تواند  هم جذاب و هم ترسناک باشد. چرا که معمولا چنین افرادی، در ظاهر شخصیتی موجه دارند، اغلب همه چیز را می‌دانند، تقریبا کم اشتباه می‌کنند. ولی متاسفانه این همیشه فرد مقابل اوست که خواسته‌هایش را نادیده می‌گیرد و مطیع می‌شود. و البته این خطر وجود دارد که جذابیت‌های ظاهری فرد خودشیفته در دوران آشنایی سبب کشش سمت مقابل و تمایل به ازدواج شود. 

 

مهارت های رفتاری با فرد خودشیفته

 

  •  یاد بگیرید که چه چیزی قابل مذاکره هست و چه چیزهایی نیست

 او خیلی بی‌پروا خرج می کنه. چرا؟ چون هر چیز دلش بگه رو میخواد و هیچ راهی هم نیست!

او نمی‌خواهد با قوانین “احمقانه” شما محدود شود. و میگه فقط یه بار زندگی می‌کنه، پس چرا خود را محدود ‌کند؟

و این شما هستید که باید با او هماهنگ باشید، او از خواسته اش کوتاه نخواهد آمد.

در چنین شرایطی، بهتر است بدانید چه موضوعاتی را تا چه حدی میتوانید تحمل کنید.

البته این به این معنی نیست که او دقیق مطابق خواسته شما رفتار کند، در عین حال به این معنی نیست که از قدرت نفوذ خود برای جلوگیری از بیرون آمدن الگوها استفاده نکنید.

 ​​​​​شما ممکن استبعضی از رفتارها را دوست نداشته باشید اما اگر که رخ دهند مسئله بزرگی نیست. اما در برخی موارد موضوع متفاوت است و شما به هیچ عنوان نمی توانید آن رفتار خاص را تحمل کنید.

حتما در فرصتی مناسب برای تعیین حدود و مرزهای این دونوع رفتار بصورت شفاف با یکدیگر صحبت کنید.

 

  • بدانید چه زمانی در معرض انفجار قرار دارید

​​​​​وقتی همسر خودشیفته شما چیزی می‌گوید، بعدا گفتن آن را انکار می‌کند و یا ادعا می‌کند که چیز دیگری گفته‌است، ممکن است شما به عقل خودتون شک کنید!

من دیوونه ام؟ اینجا چه خبره؟

فرد خودشیفته ممکن است این‌گونه رفتارها را انجام دهد تا شما تعادل خود را از دست بدهید.

خواب دیدم؟ خل و چل‌ه؟ من دیوونه‌ام؟

به احتمال زیاد، او تنها به نیازش به صورت لحظه‌ای پاسخ می‌دهد و آنچه را که قبلا گفته بود فراموش می‌کند.

آگاهی قبلی از اینگونه موارد، به حفظ خونسردی شما هنگام وقوع کمک میکند تا کمتر اذیت شوید.

 

  • انکار طغیان‌های هیجانی او را تحمل نکنید

گاهی اوقات شما از دست یکدیگر ناراحت می‌شوید و نیاز دارید که مدتی جریان پیش آمده را رها کنید. اما اینکه چگونه می‌توان از سر مسائل رد شد، بسیار مهم است. اگر با تحقیر و بی‌احترامی با شما صحبت می‌شود، این کار را تحمل نکنید. نحوه برخورد با مساله را قبل از وقوع مشخص کنید. از قبل شفاف سازی کنید که با انکار رفتارهای زشتش کنار نخواهید آمد. 

  • مهارت مذاکره را بیاموزید

فقط به دلیل اینکه خودشیفته چیزی را می خواهند به این معنی نیست که او حتما باید آن را بدست آورد. فقط به این دلیل که خود را با زور ابراز می‌کند، به این معنی نیست که باید از خواسته اش پیروی کنید.

شما باید بدانید که چقدر قدرت دارید، از آن چگونه و چطور استفاده کنید و قدرت خود را در مذاکره عملی کنید.

مهارت های مذاکره مخصوصا با افراد دشوار را یاد بگیرید. این مهارت به بسیاری از زمینه های زندگی امروز و آینده شما کمک خواهد کرد.

کتابهای خودیاری بسیار زیاد و مفیدی در زمینه مهارت های گفتگو وجود دارد. همچنین متخصصان و مشاوران روانشناس، منبع قابل اعتمادی برای یادگیری مهارت های زندگی از جمله مهارت های ارتباطی هستند.

لیست بهترین روانشناسان و مشاوران فردی کشور

لیست بهترین رواشناسان و مشاوران خانوداه کشور

 

  •  اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.

از کمبود عزت نفس خود شگفت زده نشوید! زیرا همسر خودشیفته شما فقط فکر برآورده کردن نیازهای خود است نه شما.

این بدان معنا نیست که شما مشکل دارید. فقط به این معنی است که شما به اندازه کافی تقویت کننده مثبت برای دستاورهایتان نمی گیرید و از جانب او بخاطر موفقیت هایتان تشویق نمی‌شوید. بنابراین، با خودتان مهربان باشید. وقت بیشتری را با افرادی بگذرانید که موفقیت های شما را تصدیق می‌کن

.درگیر فعالیت های گروهی موردعلاقه‌تان باشید که عزت نفس شما را تقویت می کند

 

  •  رازنگهدار نباشید (همه چیز را درون خودتان نریزید)

خودتان را منزوی نکنید.

شاید صادقانه بودن با دیگران و توضیح در مورد چگونگی رفتار خودشیفته همسرتان سخت باشد.

ممکن است خجالت بکشید، خصوصا اگر مدتهاست که رفتار او را از دیگران مخفی کرده اید.

با این وجود، ببینید آیا می توانید به یک دوست یا عضو قابل اعتماد خانواده در مورد توضیح آنچه برای شما بسیار ناامید کننده بوده است اعتماد کنید؟

در جستجوی کمک‌های حرفه ای باشید که می تواند در تقویت مهارت های مقابله‌ای و تقویت تصمیم خود به شما کمک کند.

زندگی با فرد خودشیفته آسان نیست.

بپذیرید که شما نمی توانید چهره اصلی شخصیت دیگری در او  ایجاد کنید. اگر واقعا تحمل رفتارش را ندارید، جدایی را در نظر بگیرید. اما اگر می خواهید در کنار هم باشید، تمام تلاش خود را بکار بگیرید تا این استراتژی ها عملی شوند.

همانطور که این راه حل‌ها را انجام می دهید، مدت زیادی نخواهد گذشت که متوجه می‌شوید احساس بهتری دارید.

نویسنده: میترا سیفان – روانشناس

 

خوانندگان محترم چنانچه شما هم تجربه برخورد با افراد خودشیفته را داشتید، لطفا تجربه های خود و راهکارهای مقابله ای که اتخاذ کردید را در قسمت نظرات با ما درمیان بگذارید. و اگر سوالی در این زمینه دارید، مطرح کنید تا در اسرع وقت پاسخگو باشیم.

پزشک خوب، سامانه آنلاین رزرو اینترنتی نوبت از روانشناسان و روانپزشکان و سایر تخصص های پزشکی است که به شما کمک می‌کند بهترین متخصصان را در کوتاه ترین زمان و در نزدیکی محل زندگی خود پیدا کرده و وقت خود را به صورت “آنلاین” رزرو نمایید.

 

پرسش و پاسخ

پزشک خوب، نظرتان را درباره این مقاله بگویید یا سوالاتتان را بپرسید، متخصصان ما در اولین فرصت به سوالات شما پاسخ می‌دهند.

فرزین دی ۲۳, ۱۴۰۰ - ۷:۲۷ ب٫ظ

واقعا داشتم به عقل خودم شک میکردم .تا مطالب شما را خوندم .دقیقا خانم بنده را گذاشته اید روبرویتان و از او نوشته اید ..واقعا با این موجود حقیر زندگی کردن صبر ایوب و قدرت بینظیر و خود کنترلی اعجاب اور و … هزار چیز دیگر میخاهد . با این که مرد هستم هر روز آرزوی مرگ خودم یا او را میکنم واقعا سخته… خود خواهی وصف نا پذیر که آنها را به شما نسبت میده واقعا عجیبه در یک فرد…امیدوارم خداوند به تمام کسانی که اینجور شخصیتی در زندگی دارند کمک کنه خیلی سخته این حجم از بی همه چیز بودن یک فرد را تحمل کردن

پاسخ
سودابه دی ۱۷, ۱۴۰۰ - ۹:۰۹ ب٫ظ

سلام . همسرم خود شیفتگی بالایی دارد . ودر طی ۱۴ سال زندگی مشترک واقعا مورد ستم قرار گرفتم . بخدا خجالت میکشم که باهم به مهمانی بریم . چون یا اونجا باعث آزار دیگران میشه یا وقتی بیایم منزل تا ماه‌ها در مورد مسائل شب میهمانی اذیتم میکنه . زیاد فحاشی میکنه واصلا در قید خرید روز مره ی زندگی نیست . و باید ساعت بعد از اینهمه فحاشی بی تفاوت به رفتارم ادامه بدهم چیزی به اسم قهر را نمی پذیرد . یک شب با امنیت نمیتوانم صبح کنم . خودم معلم هستم و او تحصیلاتی ندارد . فرزند هم ندارم . هر روز تهدید میکنه و در مورد طلاق حرف میزنه .
خواهش میکنم راهنماییم کنید

پاسخ
ماری آذر ۵, ۱۴۰۰ - ۷:۵۱ ق٫ظ

پارتنر من همیشه درباره خودش و توانایی‌هایش اغراق میکنه، البته ایشون وجهه اجتماعی خوبی داره اما درباره اون هم زیادی اغراق میکنه، توان همدلی در سختی و بیماری نداره، اصلا نمیتونه صمیمی بشه، همه رو پایین تر از خودش و اجدادش میبینه، هنجارشکنه یعنی در جایی که باید مثلا ماسک استفاده کنه اون تنها کسیه که اینکارو نمیکنه، مثلا وقتی میخواد پیام صبح بخیر بفرسته گاهی به یه عکس از خودش بدون هیچ حرفی اکتفا میکنه، همیشه طرف مقابل مقصره، اهل تشکر و عذرخواهی نیست هرگز. اینروزها دارم به جدایی فکر میکنم

پاسخ
ناشناس آبان ۲۳, ۱۴۰۰ - ۱:۴۶ ب٫ظ

با سلام همسر من هم دقیقا همین گونه هست ومن را به ستوه آورده ،که می خواستم ازش جدا بشم ولی حالا که این مطالب رو خوندم با شخصیتش بیشتر وبهتر آشنا شدم،وفهمیدم که این شخصیته اینه ودرست بشو نیست الان من ۲۶ ساله که با ایشون زندگی می کنم هر روز ِ روز جر وبحث داشتیم ومنو مدام تحقیر وسرزنش میکنه،دیگه طوری شده من تسلیم شدم در مقابل این فرد ،زبان تلخ وتندی داره وخیلی آزار میده مجور شدم ببرمش مشاور تا کمی جلوی رفتارهای آزار دهنده اش گرفتا بشه جهنمی ساخته واسه خودش ما هم تو جهنم اون میسوزیم خیلی هم مقاوم ومحکم هست میگه منو تا به حال کسی نشناخته واقعا منم سر در گم وگیج بودم در مورد شناختش ولی حالا خوشحالم که تونستم شناساییش کنم ا راهنماییهاتو ممنونم

پاسخ
نرجس آبان ۱۰, ۱۴۰۰ - ۵:۱۵ ق٫ظ

سه سال با مردخودشيفته كمال گرا كه داراي مادركنترل گر كه نقشووظيفه پدررودر زندگي انها داشته وپدر نقش مادر رادرخانه داشته بررك شده حالا بامن تشكيل زندگي داده دقيقا طرحًواره زندگي كه در ذهن همسرم هست راه پدرش هست كه معتقد زن بايد كار كنه شرايطي فراهم كنه كه مرد به ارزوهاش برسه اين انتظار از من داشته وبعد عقدمون شروع كرد به اعتراض وپرخاشگري حالا سه سال گذشته من نه هزينه عروسي گرفتم نه چيزي بهش گفتم فقط زندگيمونو بسازيم بهم ميكه تو بايد كارببشتري ميكردي وپول بيشتري مياوردي الان حتي از ايران هم خارج شديم باز ميناله خودشيفتگي ديس تايمي كمال گًرايي دوستش فقط پدرشه واز پذيرش مسئوليت زندگي فوق العاده حالت پرخاشگري داره من سه سال تحملش كردم البته دوران مجرديش سابقه خودكشي هم داشته بيشتر جنبه جلب توجع بوده حالا من با اين قول بررره دارم زندگي ميكنمًواين خصوصيات رو در اين مرد كشف كردم وهمه راه حله ها رو دارم اموزش ميبينم كه با اين مرد رندگي كنم سوالم اينه با مورد سيگاركشيدن اين مرد كه ٥ماه شروع كرده اونم درنبود من عادت كرده الان با غرور ميكه خودم تركش ميكنم اما بدترشده چه كنم واينكه بواي من هرخرجي ميكنه سركوفت ميزنه نميزاره من كاركنم كاري كه خودش دوست داره رو اصرار ميكنه من انجام بدم اما من بخاطر وضعيت چشمم نميتونم انجام بدم ودرك اين موضوع براش انگارسخته نميخاد كه بفهمه با اين مشكلات چه كنم؟

پاسخ
ناشناس مهر ۲۹, ۱۴۰۰ - ۶:۵۲ ق٫ظ

زندگی من بعد ۲۴ سال با یک خودشیفته هنوز ادامه داره اونا ادمهایی حقه بازی هستن که هر کاری دوست دارند انجام میدن هر کاری بخاطر فرزندانم صبوری کردم و بس

پاسخ
س شهریور ۱۰, ۱۴۰۰ - ۴:۵۵ ب٫ظ

با عرض سلام و با تشکر از مقاله خوبتون
من حدود ۲۵ ساله که با همسرم که یک فرد خودشیفته بود زندگی کردم ولی متاسفانه به دلیل مشکلات زیادی که داشتیم بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم برای تصمیم جدایی بالاخره از ایشون جدا شدم وبا پسر م که ۲۵ سالشو دخترم ۱۸ ساله زندگیمو اددمه دادم که متاسفانه ایشون پس تز حدود یک سال تمایل به رجوع و ادامه زندگی کرد و ابراز کرد که همه چیو درست می کم و اخلاق و رفتارم بت رفتن به نزد روانشناس اصلاح می کنم ولی متاسفانه بعد از یک بار مراجعه به روانشناس دیگر حاضر نیست به نزد دکتر برود البته همسرم بی نهایت خسبس و بد دهن و دست بزن هم دارد و من واقعا نمی دونم با ایشون چه رفتاری کنم

پاسخ
مه ناز شهریور ۷, ۱۴۰۰ - ۱۱:۲۳ ب٫ظ

من با آقای در خارج از ایران زندگی می‌کنم که اعلام نارسیستی در ایشون خیلی هویدا و آشکار هست!
واقعا آرز دهنده هست. ایشون خودشون هم پزشک هستند و خیلی زیاد به خودشون و دستاورده هاشون میبالند . در حالیکه من هم خودم تمام هفته رو کار می‌کنم باز ایشون میگه هر چی که تو داری از من هست در حالیکه این چنین نیست .البته من اصلا به این موضوع حساس نیستم . ولی از اینکه مرتب کارهاشو از من مخفی میکنه آزارم میده! یا اینکه مساعلی را با خانواده‌اش در میان میگذاره و به اونها یاد آوری می کنه که از من پنهون بماند! منو با رفتارش کوچک و خورد میکنه! اتصال مایل نیستند که ما باکسی رفت و آمد کنیم چون میگه اونها در شان من نیستند!در حالیکه کسانی که ما میشناسی کاملا انسان‌های شریف و زخمت کشی هستند.واقعا نمی دونم چه راه حلی هست که بتونم با ایشون کنار بیام و خودم هم آزار ندم و کمتر آسیب ببینم ؟ لطفا راهنمای کنید .

پاسخ
.. مرداد ۲۶, ۱۴۰۰ - ۱:۴۳ ق٫ظ

خیلی سخته اینجور زندگی کردن، با این مواردی که خوندم دیدم خیلی به همسرم شبیه هست، از هر مسئله کوچیک یه کوه میسازه و عذابم میده و مدام در حال تعریف کردن از خودش و گذشتشه و جالب اینجاست که اگه من از گذشتم شروع به تعریف کنم مسخرم میکنه، اما من همش یکسال و نیمه وارد زندگی شدم، چکار کنم؟؟

پاسخ
ناصر مرداد ۱۷, ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۰ ب٫ظ

سلام وقت بخیر
یه دنیا ممنون ای کاش این مقاله رو زودتر میخوندم مطالب خیلی علمی ،راه گشا و آرام بخش هس
بدبختانه همسرم بی حدو اندازه خودشیفته ، مغرور ، تنبل ،پر ادعا،بی ادب ،گستاخ،دورو ، و….. هس
اصلا نمیدونم چکار کنم حالا این مطالب یکم آرومم کرد

پاسخ
ناصر مرداد ۱۷, ۱۴۰۰ - ۱۲:۲۶ ب٫ظ

سلام وقت بخیر
یه دنیا ممنون ای کاش این مقاله رو زودتر میخوندم مطالب خیلی علمی ،راه گشا و آرام بخش هس
بدبختانه همسرم بی حدو اندازه خودشیفته ، مغرور ، تنبل ،پر ادعا،بی ادب ،گستاخ،دورو ، و….. هس
اصلا نمیدونم چکار کنم حالا این مطالب یکم آرومم کرد

پاسخ
مهدی تیر ۲۵, ۱۴۰۰ - ۱:۱۳ ب٫ظ

با سلام مهدی هستم .حدود ۱۵ سال که ازدواج کردم .ماحصل این ازدواج زنی که وسواسی بالای داره .همه چی نمی خوره.(حتی سبزی خوردن ساده ترین چیز موجود)تو این سالها ارتباطمون با همه فامیل قطع شده .هر کاری من ودیگران می کنیم غلط و هر کاری اون میکنه درست(همراه با فحش).حتی از الکل ها ضد عفونی کننده فقط یک مدل قبول داره و در صورت خرید بقیه مدل ها فحش تنها کاری که بلده.هیچ چیزی و هیچ کاری بغیر از اون چیزی که خودش میگه قبول نداره.به تازگی من بیکار شدم دیگه منم قبول نداره وزندگی به جهنم تبدیل شده به جای دیدن قسمت پر لیوان قسمت خای میبینه و اشتباهات تا ابد با خودش حمل می کنه وبه عنوان یک سلاح ازشون استفاده می کنه.در تمامی بحثها به دلیل سخن ور بودن خوب من وخونوادم همیشه محکوم بودیم. من چه کاری می تونم بکنم

پاسخ
ملیحه میرزایی روانشناس، مشاور، مشاور فردی مشاهده صفحه در پزشک خوب آبان ۱۳, ۱۴۰۰ - ۹:۴۷ ب٫ظ

سلام، حتما لازم هست که دوتایی به یک زوج درمانگر مراجعه کنید.

پاسخ
انسانم آرزوست تیر ۲۱, ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۹ ق٫ظ

خیلی ممنون از اطلاعات کامل و خوبتون چون من دقیقا با یک خودشیفته زندگی میکنم که حدی برای خرج کردن قائل نیست و میگه پول خودمه دلم میخواد خرج خودم کنم و خیلی زیاد دروغ میگه و بارها در لحظه دیدم که حرفش رو میپیجونه ولی گناهش رو میندازه گردن من که تو حالیت نشده من چی گفتم و کی من این حرف رو زدم!! و واقعا من تا الان بارها شک کردم نکنه خودم خل و چل شدم یا گوشهام ایراد داره! ولی الان این مطالب رو خوندم فهمیدم که بله درسته اون یه خودشیفته ی کامله و من از همون سال اول زندگی به فکر طلاق جدایی بودم تا الان که ۱۸ سال از زندگی مون میگذره ولی متاسفانه چون ایشون خودش رو جلوی بقیه خیلی موجه نشون میده خانواده م بهم میگن سخت نگیر و نمی دونن زندگی با یک مرد خودشیفته ی ولخرج و دروغگو و حقه باز که هیچ حقی برای بقیه قائل نیست و فقط خودش براش مهمه و حتی خودش رو از بچه مون بیشتر دوست داره چقدر سخت و عذاب دهنده ست و همیشه متاسفم برای خودم‌که در ابتدای آشنایی مون با یک نقاب زیبا و موجه که به صورت زده بود فریب خوردم و با توجه به اون نقاب دروغینش باهاش ازدواج کردم نه با خود واقعی و خودشیفته ش که حتی لحظه ای برام قابل تحمل نیست

پاسخ
لیلا اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۰ - ۸:۱۴ ب٫ظ

سلام. همسر من هم آدم بسیار خودشیفته ای ه. ۱۶ ساله که با هم زندگی می کنیم. همیشه در حال تحقیر کردن من و فرزندانم هست.بعد ۱۶ سال ، به من میگه تو و بچه هات ،خانواده ی دوم من هستید و خواهر و برادرانم و نیازهایشان به شما اولویت دارند.خیلی ازش متنفرم اصلا نمی فهمم چرا یه لحظه با من خوبه و یه لحظه از من متنفر.از خودش به شدت مچکرم.دائم پولش و ماشینش و به رخ بقیه می کشه.

پاسخ
رامین کیمیاقلم اسفند ۱۲, ۱۳۹۹ - ۴:۳۹ ق٫ظ

سلام و خسته نباشید من یکسال هست با همچین شخصیتی زندگی میکنم و تمام صفت های یک خودشیفته را دارد و جالب اینجاست خیلی راحت از خانه رفت و شبش گفت ما بدرد هم نمیخوریم واقعا با این شخصیتهای خودشیفته دوست شدن هم خطرناک است

پاسخ
ستاره بهمن ۲۴, ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۵ ق٫ظ

همسرم خودشیفته بود و هست و من الان ۲۵ سال است که اورا تحمل میکنم اما خودم خورد شدم پیر شدم جوانی نکردم با اینکه زن هستم هیچ وقت لذت زن بودن نداشتم چون او با من مثل یک انسان زیادی و مزاحم رفتار کرد هیچ وقت باهام صمیمانه حرف نمی زند
همیشه حق با اوست و از نظر او من پر از اشکالم.
وارد جزییات نمیشم فقط یک جمله میگم شما به عمق درد کشیدن من پی ببرید هنوز بعداز ۲۵ سال زندگی مشترک تا حالا من را به اسمم صدا نزده ،غرورش اجازه نمیده که اسمم رو بگه واین خیلی دردناکه
به خاطر بچه هام دارم تحمل میکنم وگرنه عذاب سختیه

پاسخ
مریم اردیبهشت ۱۲, ۱۴۰۰ - ۹:۰۷ ب٫ظ

من هم نزدیک به دو دهه از ازدواجم می‌گذرد، همسر من هم فرد کاملا خودشیفته ای ه ،بسیار بددهن در خانه و با ویترین عالی برای بیرون از خانه. یک بگو مگوی ساده را به تحقیر و ناسزاگویی می کشاند و جالب اینکه به یاد ندارم که اسم مرا صدا زده باشد. دائما در حال تجلیل از خویش و انتقاد از من و فرزندانم.در این سال‌ها فکر می کردم که من ایراد دارم و دائم در حال وفق دادن خودم با ایشون بودم. اما بتازگی فهمیدم که بایستی فقط روی خودم سرمایه گذاری کنم و خودم رو پیدا کنم و از وابستگی م به ایشون کم کنم تا کمتر آسیب ببینم. چون اون بیماره و اصلاح ناپذیر.

پاسخ

دیگر مقالات پیشنهادی پزشک خوب