روانشناسی مثبت‌گرا چیست؟ چرا روانشناسی مثبت‌گرا مهم است؟

توسط نغمه عثمانپور
این مقاله توسط نغمه عثمانپور ترجمه شده است.

“روانشناسی مثبت‌گرا” یکی از جدید‌ترین شاخه‌های روانشناسی است. این بخش ویژه از روانشناسی بر چگونگی کمک به انسان برای کسب موفقیت و داشتن زندگی شاد و سالم تمرکز دارد.

درحالیکه بسیاری از شاخه‌های روانشناسی، به درمان و بهبود اختلالات عملکردی و رفتارهای غیر‌عادی می‌‌پردازند، هدف روانشناسی مثبت‌گرا تمرکز بر شاد زیستن است. در این مقاله به بررسی این شاخه از روانشناسی و اهمیت آن در زندگی می‌‌پردازیم.

فهرست مطالب
  •  

    روانشناسی مثبت‌‌گرا چیست؟

    روانشناسی مثبت‌گرا به بررسی و مطالعه ویژگی‌‌های مثبت زندگی (رفاه، خوشبختی، رضایت و توانایی پیشرفت در زندگی) فرد می‌پردازد. این شاخه از روانشناسی آنچه را که برای ساختن یک زندگی هدفمند و پر‌معنا که به فرد امکان شکوفایی می‌دهد، مورد مطالعه قرار داده است.

    کریستوفر پیترسون، روانشناس مشهور، روانشناسی مثبت‌گرا را اینگونه تعریف می‌کند:

    “مطالعه علمی در مورد آنچه که زندگی را ارزشمند‌تر می کند.”

    روانشناسی مثبت‌گرا، یک رویکرد علمی برای مطالعه افکار، رفتار و احساسات انسان است که تاکید بر نقاط قوت به جای نقاط ضعف و ساختن چیزهای خوب در زندگی در عین ترمیم بدی‌ها است.

    روانشناسی مثبت‌گرا بر مسائلی مانند خوش‌بینی، امید، خوشبختی و شادی متمرکز است، و چیزی فراتر از بهبود احساسات مثبت است.

    این رشته از روانشناسی همچنین ویژگی‌هایی مانند نقاط قوت شخصیت، عزت نفس و بهبود زندگی را شامل می‌شود، اینکه چگونه می‌توان چنین ویژگی‌هایی را در زندگی، محل کار و روابط بین فردی ما اعمال کرد و اینکه چگونه همه این جنبه‌ها به دستیابی به زندگی معنادار کمک می‌کنند.

    روانشناسی مثبت گرا

     

    فواید روانشناسی مثبت‌گرا:

    هدف اصلی روانشناسی مثبت‌گرا کمک به افراد برای درک بهتر مهارت‌ها و توانایی‌هایی است که دارند، و یا توانایی‌هایی که برای دستیابی به تعادل روانی نیاز است که داشته‌ باشند.

    روانشناسی مثبت، مزایا و فواید بیشماری دارد و می‌تواند حفظ سلامت روان را بهبود دهد. در اینجا، به چهار فایده برتر روانشناسی مثبت گرا می‌پردازیم.

    • قدرت بخشیدن

    روانشناسی مثبت‌ گرا تاکید زیادی به کمک به افراد برای بررسی نقاط قوت، مهارت‌ها و توانایی‌های فرد با رویکردی مثبت دارد. این نوع از رواندرمانی، احساس قدرت و مدیریت مسائل مختلف و همچنین توانایی در کنار آمدن با چالش ها و تجربیات منفی را افزایش می‌دهد.

    • بازآفرینی مثبت علائم منفی و تمرکز بر تعادل

    یکی از فواید مهم رواندرمانی مثبت این است که اتفاقات منفی را با مثبت سازگار می‌کند. اگرچه ممکن است به نظر برسد که این مدل فقط روی مثبت تمرکز کرده و منفی را از بین می‌برد، اما بیشتر بر روی هم ترازی و تعادل این دو تمرکز دارد.

    این رویکرد به افراد کمک می‌کند تا نقاط قوت و مهارت‌های خود را بهتر درک کنند.

    • مدیریت بهتر انتظارات و نتایج درمانی مثبت

    یکی دیگر از مزایای روانشناسی مثبت، ایجاد رابطه درمانی موثر بین رواندرمانگر و بیمار است. با داشتن آگاهی بیشتر نسبت به توانایی‌ها، نقاط قوت و مهارت‌های شخصی، فرد می‌تواند مشکل سلامت روان خود را بهتر درک کند و بهتر برای بهبود این مسئله تلاش کند. در‎نتیجه، رواندرمانی بهتر مدیریت می‌شود.

    • برای طیف وسیعی از بیماری‌های روانی کاربرد دارد.

    با تمرکز بر نقاط قوت و افزایش نکات مثبت زندگی، نشان داده شده است که روانشناسی مثبت در طیف وسیعی از مشکلات روانی از جمله روان پریشی، افکار خودکشی، افسردگی و اختلال شخصیت مرزی بسیار مفید است.

     

    مطلب بیشتر: روانشناسی بالینی چیست؟ به چه کسی روانشناس بالینی گفته می‌شود؟ 

     

    سه سطح روانشناسی مثبت گرا:

    علم روانشناسی مثبت‌گرا در سه سطح مختلف عمل می‌کند:

    • سطح ذهنی و درون فردی
    • سطح فردی
    • سطح گروهی
    • سطح ذهنی و درون فردی به مطالعه تجربیات مثبت (شادی، رضایت، انگیزه، خوش بینی، رفاه و غرق شدن در لحظلات خوب زندگی) می‌پردازد. این حوزه به بررسی احساس خوب و افزایش اعتماد به نفس تمرکز دارد.
    • سطح فردی به بررسی خصوصیات و ویژگی‌های شخصی فرد از طریق مطالعه نقاط قوت، استعداد، خلاقیت، پختگی، آینده اندیشی، گذشت، خرد و مهارت‌های ذاتی فرد می‌پردازد.
    • سرانجام در سطح سوم (سطح گروهی) تاکید بر فضیلت مدنی، مسئولیت‌های اجتماعی، کمک به دیگران، هوش هیجانی و سایر عواملی است که به توسعه شهروندی و جوامع کمک می‌کند.

     

    چرا روانشناسی مثبت‌گرا مهم است؟

    به گفته روانشناسان مثبت‌گرا، بیشتر مشکلات روانی انسان مربوط به سطح انرژی و جنبه‌های منفی زندگی است. قبل از جنگ جهانی دوم روانشناسی سه وظیفه داشت:

    • درمان بیماری‌های روانی
    • بهبود زندگی و افزایش بهره‌وری
    • شناسایی و پرورش استعدادهای ذاتی

    با این حال، بعد از جنگ جهانی دوم، دو وظیفه آخر به نحوی فراموش شدند و روانشناسی بیشتر بر روی درمان بیماری های روانی تمرکز کرد.

    چرا این اتفاق افتاد؟

    با توجه به اینکه روانشناسی به عنوان یک علم به بودجه ارگان‌های دولتی بستگی داشت، حدس اینکه چرا فعالیت در بخش دو و سه، بعد از جنگ جهانی دوم کم شد سخت نیست.

    مسلماً، با مواجهه با بحران انسانی در چنین مقیاس عظیمی، تمام منابع موجود برای یادگیری و درمان بیماری روانی و آسیب شناسی روانی قرار گرفت.

    هدف اصلی روانشناسی مثبت این است که افراد را ترغیب کند تا نقاط قوت شخصیت خود را کشف کنند و پرورش دهند. روانشناسی مثبت بر ضرورت تغییر دیدگاه منفی افراد به دیدگاه خوشبینانه برای بهبود کیفیت زندگی تأکید می‌کند. طبق نظریه‌های روانشناسی، مثبت گرایی یکی از اصلی‌ترین نیروهای محرک زندگی است. همه ما در زندگی هم اتفاقات خوب و هم اتفاقات بد را تجربه می‌کنیم. اما تمرکز بر روی اتفاقات بد آسان‌تر است و راه‌هایی را که می‌توانیم تاثیر اتفاقات خوب را برای اصلاح اتفاقات بد مهار کنیم نادیده می‌گیریم.

    روانشناسی مثبت‌گرایی از این جهت مهم است که به کشف آنچه که افراد را به سمت زندگی معنادار سوق می‌دهد می‌پردازد. و به این ترتیب می‌تواند استراتژی‌های بهتری را برای کنترل بیماری‌های روانی، اصلاح رفتارهای منفی و افزایش شادی و بهره‌وری در زندگی کشف کند.

    به عنوان مثال، به جای تجزیه و تحلیل ویژگی‌های اساسی مرتبط با اعتیاد به مواد مخدر، یک روانشناس مثبت‌گرا ممکن است انعطاف‌پذیری کسانی را که موفق به بهبودی و ترک مواد مخدر شده‌اند را مطالعه کند و نتایج مثبت را در میان بیماران ارتقا دهد.

    روانشناسی مثبت گرا

     

    روانشناسی مثبت و مدل ” PERMA

    افزایش شادی، تمرکز اصلی در روانشناسی مثبت است. سطوح بالاتر شادی با افزایش بهره‌وری، طول عمر بیشتر و روابط رضایت بخش‌تر مرتبط است. در همین راستا، مارتین سلیگمن، روانشناس مشهور آمریکایی، مدل PERMA را برای تعریف شادی به معنای وسیع‌تر ارائه داد.

    • احساسات مثبت (P – Positive emotions)

    تجربه احساسات مثبت تأثیر عمده‌ای در تقویت احساس شادی دارد. هر احساس مثبت مانند آرامش، رضایت، امید، عشق و… در این مجموعه قرار می‌گیرند. احساسات مثبت ممکن است از سپاس و بخشش در مورد وقایع گذشته، لذت بردن از لحظه حال و خوش‌بینی نسبت به آینده ناشی شود.

    • دل مشغولی (E – Engagement)

    دل مشغولی می تواند شامل انجام کاری باشد که کاملا از آن لذت می‌برید. در این حالت ما تمام توجه و تمرکز خود را روی انجام کاری که دوست داریم می‌گذاریم. در روانشناسی به این حالت (flow)  گفته می‌شود. مفهوم (flow) توسط روانشناس برجسته میهای چیکسنتمیهایی معرفی شد.

    • روابط موثر (R – Relationships)

    انسان به عنوان موجودی اجتماعی، به برقراری ارتباط با دیگران برای پیشرفت در زندگی محتاج است. در حقیقت برقراری ارتباط با دیگران به زندگی هدف و معنا می‌بخشد. داشتن رابطه خوب با دیگران و سلامت روان دو امر مرتبط با همدیگر هستند. این دو امر از هم جدا نشدنی هستند. به عبارت دیگر نمی‌شود تنها بود و احساس شادکامی داشت.

    • معنا  (M – Meaning)

    تنها احساسات مثبت برای یک زندگی شاد کافی نیست. سلیگمن یافتن معنای زندگی را بالاترین درجه خوشبختی و شادکامی می‌داند.

    با به کار گرفتن نقات قوت خود و استفاده از آن در راه‌های مثبت مانند شرکت در یک امر خیر‌خواهانه یا انجام یک هدف اجتماعی می‌تواند به زندگی شما معنا ببخشد.

    • موفقیت ها (A – Accomplishment)

    داشتن هدف در زندگی و دستیابی به آن باعث احساس موفقیت و شادی می‌شود. اگر انگیزه تحقق این اهداف وجود نداشته باشد، دستیابی به احساس خوشنودی دشوار می‌شود.

    منابع

    1.  The TalkSpace Voice
    2. positive psychology

    در صورتی که مایل بودید از متخصصان این حوزه کمک بگیرید، می‎توانید با کمک پزشک خوب، از بهترین روانشناسان ایران به صورت اینترنتی نوبت بگیرید.

    روانشناس

    دیگر مقالات پیشنهادی پزشک خوب