روانشناسي رژيم لاغري چیست؟ ارتباط رژیم و روانشناسی

توسط تیم محتوای پزشک خوب
این مقاله توسط تیم محتوای پزشک خوب ترجمه شده است.

امروزه بسیاری از افراد درگیر رژیم غذایی هستند. گفته می‌شود تا یک سوم مردان و زنان در جهان دارای اضافه وزن هستند. تصور اضافه وزن در زنان با وزن طبیعی بسیار بیشتر از مردان است. علاوه بر این، این افراد با وزن معمولی نه تنها معتقدند که وزنشان بیش از حد است، بلکه بسیاری از آن‌ها زندگی‌هایی دارند که به نوعی به دلیل نگرانی از اضافه وزن محدود شده است. در این زمینه، رژیم غذایی به یک راه رایج تبدیل شده و افراد با هر وزنی سعی در کاهش وزن دارند.

 

فهرست مطالب
  •  

    در سال ۸۱-۱۹۸۰ دکتر جفری و همکارانش از دانشگاه مینه سوتا از ۲۰۰۰ نفر که در شهر مینیاپولیس زندگی می‌کردند، نظرسنجی کردند. با توجه به افرادی که از آن‌ها سؤال کردند، ۷۲ درصد از زنان رژیمی و ۴۴ درصد از مردان هرگز اضافه وزن نداشتند. این یافته در بسیاری از مطالعات دیگر تکرار شده است. یعنی بسیاری از افراد به ویژه زنان، به اشتباه خود را چاق می‌دانند و از هر دو زن که اضافه وزن ندارند، حداقل یک نفر رژیم غذایی را امتحان کرده است. محبوبیت رژیم غذایی توسط عوامل متعددی تقویت می‌شود، اولین عامل بیزاری از چاقی است. این نگرش در سنین بسیار پایین ایجاد می‌شود.

    dieting to lose weight

    کودکان دبستانی در یک مطالعه، بیزاری شدیدتری نسبت به داشتن اضافه وزن نسبت به نابینایی یا ناتوانی جسمی نشان دادند. حتی کودکان ۸ ساله نیز مصرف غذای خود را محدود می‌کنند، در سن ۱۵ سالگی از هر سه نفر یک نفر رژیم گرفته است. عامل دوم، صنعت لاغری چند میلیون پوندی است که در تلاش برای متقاعد کردن رژیم‌های کهنه‌کار که «این یکی واقعاً کار می‌کند»، هستند. این صنعت همچنین این افسانه رایج را ایجاد می‌کند که چربی بدن یک “ماده سیندرلا” است که می‌توان آن را با رژیم غذایی مناسب و درجه مناسب کنترل کرد.

    از این رو، تا آنجا که به موفقیت در رژیم غذایی مربوط می‌شود، بسیاری از آنچه در مطبوعات رایج نوشته می‌شود طعم خوش بینانه‌ای دارد. علیرغم میزان موفقیت ضعیف، حتی متخصصانی که برنامه‌های رژیم غذایی ارائه می‌دهند، معتقدند که رژیم غذایی موفق، امکان‌پذیر است و هر کسی می تواند این کار را انجام دهد اگر به اندازه کافی تلاش کند تا توصیه هایی را که به آنها داده شده است دنبال کند. در واقع هیچ مدرکی برای این فرض وجود ندارد.

     

    در بهترین حالت، با استفاده از برنامه‌های کنترل وزن مدرن، افراد می‌توانند حدود ۱۵ پوند (تقریبا ۷ کیلوگرم) کاهش وزن داشته باشند، اما نسبت افرادی که کاهش وزن خود را برای بیش از ۵ سال حفظ می‌کنند، تک رقمی است. گفته می‌شود که از هر ۲۰ نفری که به برنامه‌های کنترل وزن تجاری می‌پیوندند، تنها یک نفر به وزن هدف می‌رسد – اما همه این افراد از نظر بالینی چاق نیستند و هیچ اطلاعاتی در مورد ثبت نام مجدد افرادی که موفق شدند، وجود ندارد. علاوه بر این، نیمی از افرادی که رژیم می‌گیرند، حتی بیشتر از وزنی که از دست داده‌اند، وزن خود را باز می‌گردانند.

    dieting tips

    رژیم گیرندگان و افراد غیر رژیم، به طور یکسان دشواری کاهش وزن را با مفهومی به نام “اراده” توضیح می دهند. رژیم‌های موفق آن را دارند و رژیم‌های شکست خورده آن را ندارند. این ایده به عنوان توضیحی برای عدم کاهش وزن آنقدر محبوب است که مشاورانی که برنامه‌های کاهش وزن را برای افراد تجویز می‌کنند متحیر می‌شوند، عصبانی می‌شوند یا دست‌کم از این کار کنار می‌روند. وقتی که شخصی به وزنش برمی‌گردد، محققان به مدت طولانی با این سوال که چه چیزی منجر به رژیم ناموفق می‌شود؟

    در ابتدا آن‌ها تفاوت‌های موفقیت و شکست را از نظر شخصیت، روان رنجوری و بسیاری از ساختارهای روانشناختی دیگر توضیح دادند. اکنون می‌دانیم که تفاوت بین موفقیت و شکست را نمی‌توان تنها با یک پدیده توضیح داد. حداقل، حقایقی در مورد تجربه رژیم غذایی و روانشناسی آن وجود دارد که زنان مبتلا به بی‌اشتهایی، پرخوری یا چاقی، اگر می‌خواهند بر مشکل خوردن خود غلبه کنند یا وزن خود را با موفقیت کاهش دهند، باید آن‌ها را درک کنند. در این بلاگ توضیح می‌دهیم که چرا رژیم گرفتن بسیار دشوار است و چرا وقتی وزن کم می‌شود، اکثر مردم نمی‌توانند آن را کاهش دهند.

    خطرات فیزیکی رژیم گرفتن

    اولین مورد مربوط به تغییرات فیزیولوژیکی است که وقتی کمتر از نیازمان غذا می‌خوریم ایجاد می‌شوند. شواهد روزافزونی وجود دارد مبنی بر اینکه رژیم گیرندگان در یک نبرد بازنده با بدن خود که مانند دیوانه برای مقاومت در برابر روند گرسنگی مبارزه می‌کند، گرفتار می‌شوند. بسیاری از رژیم گیرندگان به دلیل کاهش وزن که پس از مرحله اولیه رژیم غذایی رخ می‌دهد افسرده می‌شوند، بنابراین توضیح واضح دلایل این امر مفید است. وقتی رژیم می‌گیریم، تنظیم کننده‌های داخلی خودکار اشتها را با تنظیم کننده‌های ذهنی آگاهانه عوض می‌کنند.

    dieting vs psychology

    شما به خود یاد می‌دهید که به نشانه‌های گرسنگی، هم پیام‌های اجازه می‌دهید، پاسخ ندهد. بنابراین هنگامی که افراد به طور موقت یا برای همیشه رژیم غذایی خود را زیر پا می‌گذارند، در معرض خطر پرخوری مجدد قرار می‌گیرند. همچنین، همانطور که ما رژیم می‌گیریم، بدن ما خاموش می‌شود، برای زنده ماندن با انرژی کمتر تنظیم می‌شود و سرعت متابولیسم ما، سرعت مصرف انرژی کاهش می‌یابد.
    هر چه بیشتر وزن کم کنیم به غذای کمتری نیاز داریم و در وزن کمتر ممکن است مجبور شویم حداقل کمی کمتر از زمانی که وزن بیشتری داشتیم به خوردن ادامه دهیم. همچنین کاهش قابل توجه وزن منجر به بی‌حالی می‌شود که سرعت متابولیسم را بیشتر کند می‌کند. بنابراین در پایان یک رژیم، لزوما نمی‌توانیم به همان اندازه که قبلا انجام می‌دادیم، به خوردن برگردیم. می‌توانیم ناخواسته با کاهش سریع وزن، وضعیت را بدتر کنیم.

    اگر با سرعت وزن کم کنیم، بخش عمده‌ای از چربی را از دست می‌دهیم، اما اگر سریع‌تر وزن کم کنیم، احتمالاً بافت بدون چربی یا ماهیچه و همچنین چربی را از دست خواهیم داد. این مهم است زیرا میزان متابولیسم ما با مقدار بافت لاغری که داریم تعیین می‌شود. هر چه کمتر داشته باشیم، میزان متابولیسم ما کمتر می‌شود و کمتر به غذا نیاز داریم.

    بنابراین بهترین راه، کاهش وزن آهسته است. علاوه بر این، شواهد فزاینده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد چرخه‌های مکرر رژیم غذایی می‌تواند اوضاع را حتی بدتر کند، زیرا ممکن است افراد برای کاهش وزن مشابه مجبور به خوردن کمتر و طولانی‌تر شوند.

    کلی براونل در مورد تحقیقات انجام شده توسط همکارانش در مورد اثرات دوچرخه سواری وزن در موش‌ها گزارش داده است که مانند رژیم غذایی یویو در انسان است. گروهی از موش‌ها تحت رژیم غذایی و سپس تغذیه مجدد قرار گرفتند. در چرخه دوم محدودیت، موش‌ها به ۴۶ روز همان کالری دریافتی نیاز داشتند تا وزنی را که قبلا در ۲۱ روز از دست داده بودند، کم کنند.

    dieting

    برای بار دوم فقط ۱۴ روز طول کشید تا وزن خود را به همان اندازه که قبلاً در ۴۶ روز به دست آورده بودند، به دست آورند. در حالی که ما نمی‌توانیم از انسان به موش‌ها استنباط کنیم و نمی‌توان نتیجه‌گیری قطعی از چنین مطالعات انسانی انجام داد، جالب است بدانید که ورزشکارانی که باید در یک بازه وزنی از فصلی به فصل دیگر وزن خود را حفظ کنند، شکایت دارند که از دست دادن وزن یکسان از فصلی به فصل دیگر به تدریج سخت‌تر می‌شود.
    از این رو هیچ رژیمی نباید توسط هر فردی با هر وزنی بدون برنامه ریزی قابل توجه انجام شود. در چندین مطالعه، افرادی که رژیم می‌گیرند، رابطه تغییر یافته با غذا را تجربه می‌کنند، مانند میل شدید به خوردن یا اشتغال بیش از حد به غذا و احساس خارج شدن از کنترل در مورد غذا، از این رو آن‌ها به طور طبیعی در برابر شکستن رژیم غذایی خود در مواجهه با وسوسه آسیب پذیر هستند.

    اثرات عاطفی رژیم غذایی

    اثرات روانشناختی و همچنین فیزیولوژیکی کاهش شدید مصرف غذا توسط Ancel Keys در یک سری آزمایش‌های نقل‌شده بر روی افراد جوان سالم  بدون سابقه مشکلات وزنی به خوبی ثبت شده است. آن‌ها به عنوان جایگزینی برای وظایف نظامی در طول جنگ کره در این آزمایش‌ها شرکت کردند. مردان در طول سه ماه اول آزمایش به طور معمول غذا خوردند در حالی که الگوهای غذایی و شخصیت آن‌ها مورد مطالعه قرار گرفت.

    سپس آن‌ها را تحت رژیم‌های غذایی سخت قرار دادند که در آن غذای معمولی آن‌ها برای مدت سه ماه به نصف کاهش یافت. پس از آن، آن‌ها یک دوره توانبخشی سه ماهه را پشت سر گذاشتند که در آنجا دوباره با خوردن مقادیر معمولی غذا آشنا شدند. آنچه اتفاق افتاد نشان می‌دهد که اثرات رژیم غذایی بسیار گسترده است.

    تقریباً برای همه مردان، غذا موضوع اصلی گفتگو، مطالعه و رویاپردازی شد. مردانی که قبلا علاقه خاصی به غذا و آشپزی نداشتند، مجذوب آشپزی و منوها شدند. در حدود نیمی از دوره نیمه گرسنگی، ۱۳ نفر از مردان پس از پایان آزمایش ابراز علاقه کردند که آشپزی را به عنوان شغلی انتخاب کنند. بسیاری از مردان، پایبندی به رژیم غذایی را غیرممکن می‌دانستند، آن‌ها مخفیانه غذا می‌خوردند و پس از آن احساس گناه می‌کردند.

    از نظر روانی، بیشتر مضطرب و مستعد احساس افسردگی شدند، در تمرکز مشکل داشتند و شروع به کناره گیری از افراد دیگر کردند و کمتر اجتماعی شدند. دو نفر از این مردها دچار فروپاشی عاطفی شدند و یکی انتهای انگشت خود را قطع کرد و ظاهرا امیدوار بود که از مطالعه معاف شود. بقیه یک سیستم “رفیق” را توسعه دادند تا به آن‌ها کمک کند تقلب را متوقف کنند.

    diet plan

     

    به گفته روانشناس جین واربل، درگیری‌های داخلی وحشتناکی که در نتیجه محدودیت غذایی ایجاد می‌شود، منبع استرس مداوم است. همه کسانی که رژیم می‌گیرند در مقیاس‌های بی قراری عاطفی امتیاز بالاتری نسبت به افراد غیر رژیمی می‌گیرند و به احتمال زیاد عملکرد ذهنی ضعیفی از خود نشان می‌دهند.

    رژیم گرفتن همچنین احساس ما را نسبت به بدنمان تغییر می‌دهد. در آزمایش کیز، اشاره شد که مردانی که هیچ نگرانی قبلی در مورد ظاهر و وزن خود نداشتند، تغییراتی را در نحوه درک بدن خود تجربه کردند، به طور متناقضی چند نفر از مردان از احساس اضافه وزن شکایت داشتند. حتی اگر وزن کم کرده بودند و شروع به ارزیابی‌های انتقادی از شکل و اندازه بدن خود را تجربه می‌کنند. در پایان دوره رژیم، شخصیت مردان به حالت عادی بازگشت.

    با این حال، بسیاری از آن‌ها همچنان با غذا خوردن مشکل داشتند. با وجود اینکه به آن‌ها اجازه داده شد همانطور که می‌خواهند غذا بخورند، بسیاری از آن‌ها متوجه شدند که نمی‌توانند وقتی سیر شده‌اند دست از غذا بکشند و عموما بیش از آنچه فکر می‌کردند می‌خواهند یا برایشان مفید است، می‌خورند. آن‌ها همچنان مشغول غذا بودند و برخی گزارش کردند که هوس آن‌ها حتی بدتر از قبل شده بود. بسیاری هوس خوردن غذاهای خاصی مانند شیرینی، لبنیات و آجیل داشتند.

    بسیاری از آن‌ها بین وعده‌های غذایی میان وعده می‌خورند حتی اگر قبلا این کار را نکرده بودند. چهار هفته بعد، ۱۰ مرد از ۱۵ مردی که هنوز با محققان در ارتباط بودند، آنقدر در مورد وزن خود مضطرب شدند که خود را تحت رژیم غذایی دیگری قرار دادند و تعداد کمی از آن‌ها به خوردن مقادیر حیرت آور ادامه دادند. سه ماه پس از آزمایش، هنوز برای ۱۵ مرد از ۲۴ مرد نگرانی اصلی، غذا بود و این موضوع برای ۸ ماه بعد از پایان رژیم ادامه داشت.

    روانشناسانی به نام هرمان و پولیوی در دانشگاه تورنتو در آزمایشی بر روی دانش آموزان رژیمی و غیر رژیمی انجام دادند که پس از دادن سه گزینه مختلف به عنوان وعده اولیه (یک لیوان میلک شیک، دو میلک شیک یا هیچ)، دانش آموزان میتوانند تا هر اندازه که دوست دارند بستنی بخورند که بر تأثیر محدودیت غذا بر قدرت اراده تأکید دارد.

    dieting vegetable

    در حالی که افراد غیر رژیمی طبق انتظار رفتار کردند، بستنی کمی بعد از یک میلک شیک و حتی بستنی کمی بعد از دو بار خوردن میلک شیک خوردند اما رژیم گیرندگان در واقع اکثر بستنی‌ها را بعد از بیشترین وعده اولیه (۲ میلک شیک) خوردند. به گفته این روانشناس، تأثیر میلک شیک این بود که عزم رژیم گیرندگان را تضعیف کند و آن‌ها را موقتا از عهد پرهیز خود رها کرد. روانشناسان می‌گویند که بعد از میلک شیک، فرد رژیم گیرنده به جای ناراحتی از شکستن رژیم غذایی، در زیاده خواهی این امر اصرار می‌ورزد.

    در نتیجه اگر ادامه رژیم دیگر امکان پذیر نباشد، افراد رژیمی از این موقعیت حداکثر استفاده را میکند. این فرآیند فکری اغوا کننده، تله‌ای است که در انتظار همه رژیم گیرندگان است. پس از تسلیم شدن به یک بیسکویت، چنان احساس شکستی می‌کنید که کل بسته را مصرف می‌کنید. شما تصمیم می‌گیرید که رژیم غذایی روزانه را کنار بگذارید و از فردا دوباره شروع کنید. اما همانطور که هرمن و پولیوی اشاره می‌کنند، محرومیت‌های غذایی پیش‌رو، زیاده‌روی‌های «شب قبل» را می‌تواند به ابعاد افسانه‌ای برسد.

    ناتوانی ظاهری رژیم‌گیرنده‌ها در شروع بعد از توقف رژیم غذایی، ناشی از معامله فاوستی (معامله فاوستی، پیمانی است که به موجب آن شخص چیزی با اهمیت اخلاقی یا معنوی، مانند ارزش‌های شخصی یا روح، را برای برخی منافع دنیوی یا مادی، مانند دانش، قدرت، یا ثروت معامله می‌کند) است که در ابتدا با خود بستند. افرادی که رژیم می‌گیرند، پس از شکستن قوانینشان، به طور نامحدود غذا نمی‌خورند اما از افرادی که رژیم نیستند، بیشتر غذا میخورند. افرادی که رژیم دارند بیشتر از افراد غیر رژیمی در هنگام اضطراب یا افسردگی به غذا روی می‌آورند.

    در مطالعه‌ای که اخیراً در لندن انجام شد، داوطلبان زن به سه گروه تقسیم شدند، گروه اول رژیم غذایی سخت گرفتند، گروه دوم برنامه ورزشی سخت‌گیرانه داشتند و گروه سوم نه رژیم گرفتند و نه ورزش.

    پس از ۵ هفته، آزمودنی‌ها در آزمایشی شرکت کردند که در آن میزان غذای مصرفی آن‌ها در حین تماشای یک فیلم استرس‌زا ارزیابی شد. کاسه‌های شیرینی و آجیل کنارشان گذاشته بودند و می‌گفتند هر طور دوست دارند بخورند. زنان در گروه رژیم غذایی، بسیار بیشتر از بقیه غذا خوردند. بنابراین به نظر می‌رسد اثرات کاهش مصرف غذا برای یک دوره زمانی بسیار قوی است.

    dieting food

    جدای تأثیرات روانی و فیزیولوژیکی رژیم غذایی، زمانی که به افراد توصیه می‌کنیم رژیم غذایی را در نظر بگیرند، باید آنچه را که در مورد آن‌ها می‌دانیم در نظر داشته باشیم که چگونه انسان به هر نوع توصیه پزشکی عمل می‌کند. انطباق همیشه تحت تأثیر خود فرآیند قرار می‌گیرد، خواه ساده باشد یا پیچیده. میزان تغییرات رفتاری مورد نیاز و اینکه آیا با شخصیت و سبک زندگی فرد تناسب دارد یا خیر. انطباق تحت تأثیر ارزش نتیجه قرار خواهد گرفت و اهداف رژیم و کاهش وزن ممکن است در صورت تحقق مشکلات ناشناخته‌ای داشته باشند.
    پیروی از عوامل متعددی در فرد رژیم گیرنده نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد، از جمله باورهای مربوط به کارآمدی شخصی، توانایی مدیریت خطاها، منحصر به فرد بودن هدف و توانایی برای جلب حمایت اجتماعی مناسب.

    کلی براونل همچنین یک عنصر حیاتی را شناسایی کرده است که بر پیش‌آگهی رفتار رژیم غذایی تأثیر می‌گذارد که او آن را «آمادگی عاطفی» تعریف می‌کند. این مفهوم پیشنهاد می‌کند که برای موفقیت‌آمیز بودن رژیم غذایی، باید به همان روشی که برای پروژه‌های دیگری مانند کوهنوردی یا مطالعه برای امتحان به تمرین می‌پردازیم، برای آن تمرین کرد.

    خطرات رژیم غذایی برای سلامتی 

    این اعتقادی است که در بین پزشکان وجود دارد که چاقی خطری برای سلامتی است که منجر به مرگ و میر ناشی از بیماری‌های گردش خون، سرطان و بیماری‌های تنفسی می‌شود. همچنین خطر ابتلا به دیابت، فشار خون بالا، عوارض ناباروری، بیماری‌های کیسه صفرا و مشکلات کبدی را افزایش می‌دهد.
    با این حال، شواهد قوی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد رژیم یویو خطر قابل‌توجهی برای سلامتی دارد، که از برخی جهات بیشتر از چاقی است در صورتی که برای غلبه بر آن طراحی شده است. در یک مطالعه در مقیاس بزرگ در ایالات متحده که سال گذشته در مجله پزشکی نیوانگلند گزارش شد، مشخص شد که مردان و زنانی که وزن آن‌ها اغلب یا به میزان زیادی در طی چندین سال نوسان داشته است، به طور قابل توجهی در معرض خطر مرگ و میر به ویژه در اثر بیماری قلبی، نسبت به افراد مبتلا به این بیماری هستند.

    dieting psychology

    حتی اگر بپذیرید که چربی یک خطر برای سلامتی است، باید بین اضافه وزن متوسط و خفیف تمایز قائل شوید. کمی کم وزن بودن خطر بیشتری نسبت به اضافه وزن دارد. اختلالات خوردن به ویژه بی اشتهایی و پرخوری عصبی به عنوان خطری برای سلامتی بدون انکار رژیم غذایی هستند که در نهایت می‌توانند تهدید کننده زندگی باشند. اگرچه همه افرادی که رژیم دارند دچار اختلالات خوردن نمی‌شوند، این اختلالات همیشه قبل از رژیم غذایی قرار دارند.

    نظریه نقطه تنظیم

    همانطور که قبلاً اشاره کردیم، دستور کار زیربنای اکثر برنامه‌های رژیم غذایی این است که افراد می‌توانند به سمت وزن مورد نظر که بر اساس قد و اندامشان تعریف می شود حرکت کنند. به تدریج (یا به سرعت با کمک‌های اضافی مانند قرص‌های لاغری یا برنامه‌های غذایی) به سمت آن حرکت کنند و آن را حفظ کنند. اما همانطور که دیدیم، این فرآیند آسان نیست زیرا بدن تلاش‌های شدیدی برای مقاومت در برابر تغییرات برنامه ریزی شده بیرونی انجام می‌دهد.

    بسیاری از دانشمندان بر این باورند که افراد از نظر ژنتیکی برنامه ریزی شده‌اند تا وزن خود را در محدوده تعیین شده‌ای حفظ کنند که از فردی به فرد دیگر صرف نظر از شباهت‌های دیگر مانند قد متفاوت است.
    این بهترین توضیح را برای مقاومت بدن در برابر کاهش وزن ارائه می‌دهد. تئوری نقطه تنظیم پیشنهاد می‌کند که اضافه وزن و کم وزن بودن را باید بر حسب بالا یا پایین بودن نقطه تنظیم فرد درک کرد.

    یک زن بسیار لاغر ممکن است کم وزن به نظر برسد اما ممکن است برای بدنش مناسب باشد، در واقع در نقطه تعیین شده یا بالاتر از آن باشد. اگرچه تئوری نقطه تنظیم به طور کلی پذیرفته نشده است، اما این یک واقعیت است که افراد دارای اضافه وزن از ذخایر چربی خود به همان اندازه با وزن طبیعی دفاع می‌کنند. همچنین علم پزشکی شواهدی از مکانیسم نقطه تنظیم و مطالعات لپتین ارائه کرده است.

    loss weighting

    سایر مطالعات در تئوری نقطه تنظیم نشان می‌دهد که این نظریه تحت تأثیر رژیم غذایی و سبک زندگی، سیگار کشیدن و سطح ورزش است. به عنوان مثال، تمرینات هوازی منظم تا زمانی که آن را حفظ کنید، نقطه تنظیم پایین‌تری را بهبود می‌بخشد. در حالی که به نظر می‌رسد رژیم‌های غذایی پر چربی و قند، نقطه تنظیم بالاتری را افزایش می‌دهند. به نظر می‌رسد که رژیم گرفتن نقطه تنظیم بالاتری را افزایش می‌دهد. ست پوینت‌ها نیز با افزایش سن افزایش می‌یابد، به همین دلیل غیرواقعی و احتمالاً ناسالم است که بخواهید وزن نوجوان خود را در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ زندگی خود حفظ کنید.

    به دلیل تأثیر رسانه‌ها، بسیاری از افرادی که درگیر رژیم غذایی هستند، وزن هدفی را خارج از محدوده وزن تعیین شده خود انتخاب کرده‌اند که بعید است آن را حفظ کنند. اگرچه دید این بلاگ در رابطه با رژیم غذایی نسبتا منفی است، اما پیشنهاد اینکه همه رژیم‌دارانی که با هوس‌ها و پیامدهای عاطفی رژیم دست‌وپنجه نرم می‌کنند، فورا رژیم‌های غذایی خود را رد کنند، بی‌احتیاطی است.

    بسیاری از این افراد در یک رابطه معیوب با غذا قفل شده‌اند و بسیاری از اشتهای طبیعی خود خارج شده‌اند. از طرف دیگر، مقالات به خوبی نشان می‌دهند که رژیم‌های مزمن باید در ازای «تغذیه سالم» از رژیم غذایی چشم پوشی کنند. وعده ضمنی این است که اگر دوباره یاد بگیرید که به طور معمول غذا بخورید، وزن کم خواهید کرد. این تضمینی نیست، حتی در این صورت چنین استراتژی به احتمال زیاد فورا کار نخواهد کرد.

    رژیم گرفتن هنوز اعتبار دارد و تبلیغات گسترده‌ای که به برنامه هایی مانند رژیم دوکان داده می‌شود، جذابیت آن را در سطح جهانی غیرقابل مقاومت می‌کند. متخصصان باید سخت تلاش کنند تا به فرد کمک کنند تا از اصلاح عاطفی که هنگام رژیم گرفتن و جایگزین کردن آن با خوردن متعادل می‌شود، دست بکشد.
    کنار گذاشتن رژیم غذایی مستلزم مداخلات پیچیده‌ای است که مبتنی بر آموزش، ارزیابی مجدد ارزش‌ها و نگرش‌هایی است که باعث ایجاد ناامنی بدن در زنان می‌شود. آزمایش واقعیت، تنظیم مجدد غذا و کمک به هر فرد برای یافتن فرمولی برای غذا خوردن که با سبک زندگی و فیزیولوژی آن‌ها سازگار باشد.

    منبع eating-disorders

    سوالات متداول

    1. درمان شناختی رفتاری یا همان CBT چگونه می‌تواند به کاهش وزن از لحاظ روانی و عاطفی کمک کند؟
      از طریق تنظیم هدف، خودکنترلی، تقویت اهداف، تقویت باورها و ایجاد مشوق‌ها از روش‌های درمانیCBT است.
    2. افسردگی چه ارتباطی با افزایش وزن دارد؟
      افزایش وزن و چاقی ارتباط بسیار تنگاتنگ و مستقیمی با افسردگی دارد. این دو می‌توانند یکدیگر را تقویت کرده و موجب تشدید هم شوند.
    3. خطرات فیزیکی کاهش وزن سریع در زنان و مردان چیست؟
      خستگی شدید، کاهش انرژی، ریزش مو، ضعف سیستم بدنی، ناخن‌های شکننده و…. از عوارض و خطرات فیزیکی کاهش وزن سریع است.
    4. آیا مصرف پروتئین می‌تواند موجب افزایش وزن و چاقی شود؟
      برای کاهش وزن بدن باید تمام مواد مورد نیاز برای رشد و متابولیسم خود را دریافت کند. پروتئین بخشی از برنامه‌ غذای رژیمی است که بدن باید برای سوخت و ساز، رشد موها و ناخن آن را دریافت کند. به همین دلیل مصرف به اندازه و متعادل آن به هیچ عنوان نمی‌تواند منجر به چاقی و افزایش وزن فرد شود. بهتر است در هر وعده، پروتئین را در برنامه غذایی خود قرار دهید.
    5. در نظریه نقطع تنظیم هر فردی باید چه اندازه کالری دریافت کند؟
      در این نظریه مشخص شده است که هر فردی باید ۳۵۰۰ کالری کمتر از معمول دریافت کند. بدین ترتیب فرآیند کاهش وزن کمی کند پیش می‌رود.

    پرسش و پاسخ

    پزشک خوب، نظرتان را درباره این مقاله بگویید یا سوالاتتان را بپرسید، متخصصان ما در اولین فرصت به سوالات شما پاسخ می‌دهند.

    سحر محمدی آذر ۳۰, ۱۴۰۱ - ۱۰:۳۶ ق٫ظ

    مطلب مفیدی بود
    ممنون بابت منتشر کردن این مقاله

    پاسخ

    دیگر مقالات پیشنهادی پزشک خوب